از ايلام تا شاهيندژ (جستاري در باب كردي چاردولي و مبدأ و منشأ آن)
مسعود قدري- از فعالان فرهنگي و ادبي آذربايچان غربي و شاهيندژ
نام شهرستان شاهيندژ را كمتر در خصوص مباحث كردشناسي و بررسي گويشهاي كردي شنيده ايم ولي برخلاف آنچه در ظاهر به نظر ميرسد منطقه و شهرستان شاهيندژ را ميتوان بهشت گويشهاي زبان كردي ناميد به گونهاي كه در هيچ شهر كُردنشيني نمونهاش را نميبينيم و چنانچه از ديدگاه زبانشناسي زبان كردي نگاه كنيم، اين منطقه بهترين منطقه براي پژوهشگران زبان كردي است. منطقه شاهيندژ منحصربهفردترين منطقهاي در مناطق كردنشين است كه مي توان هر سه گويش اصلي شمالي ، مياني و جنوبي زبان كردي را در كنار هم يافت، آنهم با جمعيتي قابل توجه .
گويشوران هر سه گويش كردي شمالي، مياني و جنوبي صدها سال است كه در كنار هم زندگي مي كنند .
نمايندگان گويشهاي اصلي زبان كردي در شاهيندژ :
١- گويش شمالي : كردهاي كرمانج زاخوراني و موصلاني
٢- گويش مياني: كردهاي موكرياني و سوراني
٣- گويش جنوبي: كردهاي چاردولي
در خصوص هركدام از اين گويش ها و نمايندگان آنها توضيحاتي آورده مي شود؛
١- كردي شمالي
گويشوان كردي شمالي بيشترين گويشوران در ميان سه گويش اصلي زبان كردي را در دنيا دارا مي باشند . در منطقهي شاهيندژ كردهاي زاخوراني و موصلاني به ترتيب اصالتي "زاخويي " و " موصلي " دارند ( زاخو و موصل از شهرهاي شمالي كردستان عراق ميباشند هر چند موصل با داشتن جمعيت زيادي از كردها هم اكنون جزو كردستان عراق محسوب نمي شود). گويش زاخويي و موصلي از زير گويشهاي كردي شمالي هستند. اين طوايف كُرد در دورهي صفويه از زاخو و موصل عراق به شاهيندژ كوچانده شدند كه كوچ اين ايلات همزمان يا كمي قبلتر از كوچانده شدن كردهاي خراسان اتفاق افتاد. روستاهاي زاخوراني و موصلانينشين عمدتاً در مناطق كوهستاني شهرستان شاهيندژ قراردارند. گويش اين طوايف از كردهاي شاهين دژ به دلايل تاريخي، سياسي و فرهنگي بيشتر در معرض آسيب قرار داشته و دارد و چنانچه اقداماتي نجاتبخش از سوي گويشوران اين گويشها انجام نشود چه بسا در سالهاي بعد ديگر اثري از اين گويشهاي اصيل و شيرين نخواهيم ديد .
٢- كردي مياني :
گويشوران كردي مياني در شاهيندژ خود به چند گروه و طايفه تقسيم مي شوند كه شامل كردهاي موكرياني محور شاهين دژ بوكان و غرب رودخانهي زرينه، كردهاي سوران محور شاهين دژ تكاب كه شامل كردهاي "ههوشار" ، کەڵوڕ ، فیضالله بگي و ... ميباشند .
به لحاظ واژه و نحوه اداي آنها تفاوتهايي بين دو گويش موكرياني و سوراني ديده ميشود هرچند ساختار جمله در هردو تقريباً يكسان است. كردهاي سوران محور شاهيندژ - تكاب داراي گويشي نزديك به گويش اردلاني (جنوبيترين كردي مياني) هستند. كردهاي مياني در بافت جمعيتي شهرستان و شهر شاهيندژ بسيار تاثيرگذار هستند ولي به دليل جذب مهاجرين اين گويشورها از سوي شهر بوكان، اين طوايف بافت شهر و همچنين تنوع گويشي بوكان را نيز تحت تاثير قرار دادهاند.
٣- كردي جنوبي:
تنها نماينده از كردهاي جنوبي در شهرستان شاهيندژ كردهاي چاردولي مي باشند. گويشوران ايل چاردولي كه اوايل قاجاريه و بعد از مرگ آقا محمدخان (حدود ٢٢٠ سال پيش ) به منطقهي شاهيندژ مهاجرت نمودند، به علت قدرتمند بودن نسبت به ساير ايلات و حتي با وجود تازه وارد بودن به منطقه به مرور جايگزين تركهاي افشار و ساير اقوام شدند.
در ادامهي اين نوشتار، به طور خاص به گويش چاردولي و و مبدأ و منشأ آن پرداخته ميشود:
چاردولي (چرداوري) يكي از گويشهاي جنوبي زبان كُردي است كه از لحاظ جغرافيايي (خواستگاه زباني) به شرق كردستان تعلق دارد. گويشوران اين گويش، در جلگهي زرينهرود به مركزيت محمودآباد (آذربايجان غربي) و در منطقهي چاردولي قروه به مركزيت دزج (استان كردستان)، در منطقهي چاردولي اسدآباد (همدان) و در مناقطي از شهرستان ملاير (همدان) حضور دارند. اين گويش، متعلق به ايل چاردولي است كه نام اين ايل منتسب به نام منطقهي چرداول (ايل ريزوند) استان ايلام ميباشد؛ يعني اولين منطقهاي كه چاردوليها از آنجا به كوهستانهاي قروه (اسفندآباد) مهاجرت كردند.
ايلام در قرن چهارم ( حدود ٨٠٠ سال پيش ) دچار زلزلهاي ويرانگر شد و گمانهايي مبني بر مهاجرت بسياري از اقوام از ايلام در تاريخ ذكر شده در بين مورخين وجود دارد. با توجه به اينكه ايلام، گهواره تمدن و مبدأ بسياري از اقوام كُرد بوده و وجود جمعيت كم كنوني در كل استان ايلام، دليل موثقي بر مهاجرت (اختياري يا اجباري) بسياري از اقوام از زادگاه اصلي خود بوده است.
كوهستانهاي قروه از سالها قبل، محل ييلاق عشاير مناقطي از ايلام از جمله چاردوليها بوده است.
چاردوليها در حدود ٨٠٠-١٠٠٠ سال پيش، تصميم به يكجانشيني در منطقهي اسفندآباد (قروهي كردستان) و اطراف آن ميگيرند.
پس از مقايسهي گويش كنوني چاردوليها با گويش منطقهي چرداول ايلام، به وجود تفاوتهايي پي خواهيم برد كه علّت آن، شرح داده ميشود.
سالها زندگي در منطقهاي كه عشاير مختلف از ديگر ايلات كُرد از اقصي نقاط كردستان بخصوص اردلانيها و هوراميها در آن حضور داشتند، تاثير زيادي بر گويش ايلامي ( شمال ايلام ) چاردوليها گذاشته و هرچند ساختار و دستور زبان، ثابت مانده ولي واژههاي جديد وارد آن شده و نوع تلفظ و همچنين آهنگ سخن گفتن را دچار تغييراتي (از نوع مثبت) نموده است و اين برخورد دو يا سه گويش از بزرگترين اقوام كُرد منجر به خلق گويشي تراشخورده از نوع خود در زبان كُردي گرديده است.
برخورد گویش ايلامي با جنوبيترين گويش كُردي مياني (اردلاني) همچنين منجر به خلق دو گويش ديگر، يعني گروسي و كوليايي گرديده است كه با توجه به گويش، تفاوتهايي ميان مبدآ سه گويش خلق شده ميبينيم، به طوري كه مبدأ گروسيها به فيليها (طوايف كهن ساكن در شمال و جنوب استان ايلام) و مبدا كولياييها به كلهرهاي ساكن در ايوان و ديگر نواحي شمال استان ايلام ميرسد.
ميتوان گفت منطقهي اسفندآباد قروه، محل تولد گويش نوين چاردولي است كه تخمين زده ميشود از حدود ٧٠٠ - ٨٠٠ سال پيش شروع شده باشد كه مسلماً اين تغييرات به مرور و در مدت صدها سال بوده است.
گويش چاردوليهاي منطقهي جلگهي زرينهرود، بعد از مهاجرت دوم و جدايي از چاردوليهاي اسفندآباد دچار تغييراتي اندك در نحوه اداي بعضي از واژه ها گرديده است ولي اين تغييرات در حد تغييرات مهاجرت اول از ايلام نيست به طوري كه تفاوتها به سختي قابل تشخيص است.
دليل قرار گرفتن گويش چاردولي در دسته گويش كردي جنوبي، «ارگاتيو نبودن» آن است، به طوري كه اردلاني و ديگر گويشهاي كردي مياني (از جمله سوراني موكرياني ) در اين خصوص از گويش چاردولي متمايز ميگردند؛ هر چند در برخورد اول، شبهاهتهاي بسياري در واژهها و نحوهي بيان آنها بين چاردولي و اردلاني مي يابيم ولي اين در حالي است كه ساختار جمله و دستور زبان متفاوت و مشابه ديگر گويشهاي كردي جنوبي است.
ريشهي گويش چاردولي، به گويش ايلامي برميگردد. ايل ريزهوند منشأ چاردوليها بوده كه داراي گويشي نزديك به چرداولي ايلام كنوني بوده است. هرچند گويشهاي كُردي جنوبي تاحدودي تحت تأثير فارسي و عربي قرار گرفتهاند ولي با بررسي گويشها و اقوام جدا شده از ايلام، ميتوان فهميد كه ساكنين قبلي داراي چه گويشي بودهاند.
براي بررسي و شناخت بهتر گويش چاردولي بهتر است نگاهي به دو گويش هم خانوادهي آن يعني كوليايي و گروسي داشته باشيم . اين سه گويش، داراي مشتركات زيادي هستند از جمله:
١- هر سه داراي منشأ ايلامي هستند.
٢- هر سه در شرق كردستان و در كوهستانهاي دامنهي شمالي و شمال شرقي زاگرس متولد شده و در آن مناطق بيشتر رواج داشتهاند.
٣ - هر سه در شاخهي كردي جنوبي دسته بندي مي گردند.
٤- هر سه داراي اسكلت ايلامي و آهنگ سخن گفتن اردلاني ميباشند.
٥- هر سه داراي ادبيات فولكلور بسيار غني و شبيه به هم مي باشند.
چنانچه به اين سه گويش دقت كنيم، خواهيم ديد به ابتداي افعال كردي ايلامي «ئه» اضافه شده كه ناشي از تاثير گويش اردلاني است. ( البته در گروسي «ده/ da» هم ديده ميشود).
در بعضي از منابع ديده ميشود كه گروسي و يا كوليايي را جزو كردي مياني دستهبندي ميكنند و يا حتي چاردولي را در شاخهي گوراني ذكر كردهاند. اينچنين دستهبنديهايي بدون شناخت كامل و منشأ و ساختار اين گويشها بوده است. اين اشتباهات، ناشي از آهنگ سخن گفتن نزديك به اردلاني و وجود وامواژههايي از اردلاني در داخل اين گويشها ، بوده است. در خصوص گويش چاردولي همچنين اشتباهي از سوي بزرگاني چون مرحوم مردوخ كردستاني انجام گرفته و ميبينيم كه ايشان چاردوليها را از لكها معرفي نموده و آنها را طايفهاي از لك ميداند. در اين مورد بخصوص بايد گفت اساساً گويش چاردولي داراي ساختار متفاوتي نسبت به لكي ميباشد. اين واقعيت بر كسي پوشيده نيست كه گويش لكي خود از غنيترين و بااصالتترين گويشهاي كردي است ولي چنين دستهبنديهاي غلطي بيشتر به تحريف آگاهانه و يا ناآگاهانهي هويت و تاريخ يك ملّت و يك قوم ميانجامد و ميتواند آسيبزننده باشد. براي روشن شدن موضوع بايد گفت كه گويش لكي داراي سختار ارگاتيو استف در حالي كه چاردولي اينچنين نميباشد، به عنوان نمونه:
چاردولي : نان خواردم
لكي : نانم هوارد
اردلاني (سوراني ) : نانم خوارد
بهراحتي ميتوان فهميد كه چاردولي همانند دو گويش همخانوادهي خود از قوانين دستوري گويشهاي كردي جنوبي پيروي ميكند .
البته سه گويش نامبرده داراي تفاوتهايي هم ميباشند و همانطور كه قبلاً اشاره شد، اين اختلاف بيشتر مربوط به گويش مبدأ و مقدار تاثيرپذيري آنها از اردلاني ميباشد.
با توجه به اينكه مبدأ چاردوليها و كولياييها نزديك به هم و هردو مربوط به شمال ايلام ميباشند، (كولياييها مربوط به ايوان و چاردولي مربوط به چرداول) به وضوح شباهت گويشهاي آنها هم هنوز ديده ميشود، در حالي كه گويش گروسي مقداري از آن دو گويش ديگر متفاوت است به دليل اينكه گويش مبدأ گروسي طوايف موسوم به فيلي استان است كه عمدتاً در شمال استان و بعضاً در جنوب استان هستند و از طوايف كهن و ساكنان اصلي استان هم محسوب ميشوند.
هر سه گويش، نقش بسيار زيادي در انتقال فرهنگ و واژههاي كردي جنوبي به كردي اردلاني( كردي مياني) ايفا كردهاند كه اين رد پا را ميتوان به اقوام مهاجر ايلامي نسبت داد. بدون شك اين اتفاق به افزايش دامنهي واژههاي كردي مياني كمك نموده است.
محدودهي اين سه گويش از شمال بيجار در استان كردستان تا جنوب سنقر در كرمانشاه و شمال شرقي اسدآباد در استان همدان و از غرب بهار در استان همدان تا شرق قروه در استان كردستان مي باشد. اين مناطق جزو نقاط ييلاقي زاگرس ميباشند كه اين اقوام براي زندگي برگزيدهاند.
هرچند اين محدوده، محل اصلي اين اقوام است ولي چاردوليهاي مهاجر از اسفندآباد به آذربايجان غربي ( جلگهي زرينهرود) نيز در اين دستهبندي جاي ميگيرند و خود در محدودهي خاص خود در شهرستان شاهيندژ زندگي مي كنند.
شايد بتوان اين نوشته را مقدمهاي بر نوشتارهاي مفصل ديگر دانست كه انشاءالله در مباحث و فرصتهاي آتي عرضه خواهد شد.
