پاسخی به یک پرسش معمولا تکراری

 

ــــــ در کلماتی مثل خوه‌ێ، نامه‌ێ، به‌ێ و ... به نظر می‌رسد دو حرف صدادار در کنار هم قرار گرفته‌اند در حالی که دوحرف صدادار نمی‌توانند در کنار هم قرار بگیرند، لطفا در این مورد توضیح دهید.

☘️ ــــــــ  در نامەێ، خوەێ، به‌ێ و ... دو دەنگدار یا مصوت در کنار هم قرار نگرفته‌اند چون فیلترهای زبانی این اجازە را نمی‌دهند. حال ببینیم چە اتفاقی افتادە؛ در خوەێ xwaÿ  الگویی هجایی چنین است: صامت، صامت،  مصوت وصامت؛ ایضا در نامەێ nămaÿ در هجای دومش صامت، مصوت و صامت آمده است. در خوەێ واو اول صامت است و بخشی از خوشەی همخوان و "ە" فتحە و مصوت است و ێ حرف سوم هجا هست و حتما صامت است. خوشەی همخوان این است کە گاە هجا با دو صامت شروع می‌شود مثل خوەر xwar کە خ و "و" صامت هستند.
یک قاعدە را در این موارد باید در نظر داشت؛ در یک هجا ــــ اگر با خوشەی همخوان شروع نشود ـــ حتما حرف اول صامت است و حتما حرف یا واج دوم مصوت است و حتما واج سوم یا چهارم صامت است. ێ در نامەێ معادل ÿ است کە صامت می‌باشد. عامل اشتباه این است کە حرف‌های "ی، ێ، و"  مصوتند اگر واج دوم باشند؛ و  صامتند اگر واج دوم هجا نباشند؛ به‌عبارتی دیگر، ی اگر معادل i لاتین باشد مصوت است و اگر معادل y باشد صامت است. ێ اگر معادل ě باشد مصوت است  و  اگر معادل ÿ باشد صامت است. "و" اگر معادل u باشد مصوت است و اگر معادل w باشد صامت است.

(یادداشتی بر غزل قصیده ی  ماندگار استاد ظاهر سارایی)  🖋نورمراد رضایی

(یادداشتی بر غزل قصیده ی  ماندگار استاد ظاهر سارایی)

🖋نورمراد رضایی

🔹سالها پیش به بهانه ی بحران ریزگردها خیلی از هنرمندان استانمان آثاری در خور خلق کردند تا فریادی باشد بر کاستی ها و کم لطفی هایی که ما انسانها در حق طبیعت و هر آنچه زندگی است رو داشته ایم ، یکی از این آثار که بازتاب فراوانی داشت شعر زیبای "دنيا تەمەو دنيا تووز " استاد ظاهر سارایی بود، تا آنجایی که بیت مطلع این شعر شبیه ضرب المثلی در میان مردم دهان به دهان چرخید و ماندگار شد .

"دنيا تەمەو دنيا تووز، دنيا گەرته چۊچانه
كەسێ كەسێ نيەناسێ ،گيشتێ دەم ئە ڵپێچانه"

🔹بدور از تحلیل ، تفسیر و تاویل های مختلف ،شاید شاعر این شعر ارزشمند یعنی استاد ظاهر سارایی هم نمی دانستند که ذهنشان چند سال جلو تر از زمان حرکت کرده و اصطلاح " گيشتێ دەم ئەڵپێچانه" در شرایطی حاد تر و طی یک بیماری واگیر دار به یک رفتار روزمره تبدیل شود و روایتی که در این شعر جاری است، نمود عینی زندگی امروز ما باشد ، هراسی عجیب از نفس کشیدن در کنار کسانی که روزگاری همنفسِ ما بودند
"وڵ كه خياڵ هاتگ ، بڕواكن ئێ هەناسه"

🔹" زه‌رده‌مار " در فرهنگ ما نشانه ی ناتوانی و روایتی است از جسمی نحیف که حاصل درد و رنج و عذاب است ، رنگی که امید را از زندگی گرفته و آنرا بیمار کرده است
"زەمين زەرد و زەمان زەرد ،ئاساره و ئاسمان زەرد
كوتێ داخيم كوتێ دەرد ، دة ئێ زەرده لۊلانه"
جریانی که در این بیت حاکم است نشانه ی رنج یک اتفاق ناخواسته است ، زمین و زمان از دسترس ما خارج شده و پیامد آن داغی است در عزای از دست رفتگان و دردی که بر جسم و جان و روحمان آوار شده است ، آنچه در آمار و اخبار جامعه ی امروز بیش از هر زمان دیگری دیده و شنیده می شود .
ظاهر ابیات این شعر با توجه به وضعیت موجود عجیب و بسیار قابل تامل است ،نشانه های بیماری، تبی پنهان و لرزی آشکار ، آتشی که از درون می سوزاند و خاکستر می کند ،
"تەو ئەڵكزان سقانم ، لەرز ئەڵچەقان دنانم
گيانم بۊه پەته سوو ، دەێ ئاگر گڕانه"...

 

ادامه نوشته

دوبه‌يتي كوردي 🔸ظاهر سارايي🔸

ظاهر سارايي
ئه‌گه‌ر شێعر و شه‌راو بووگ و شه‌و و شه‌م
تۊه‌نيمن ئه‌ڵكه‌نيمن ڕيشگِ خه‌م
كه‌م و فريه نه‌كه وه‌رد م ئه‌ێ دووس
كه‌مِ خه‌م فريه‌سه‌و فريه‌ێ خوه‌شي كه‌م
ـــــــــــــــــــــــــــــــ
اگر شعر و شراب و شب و شمع باشد، مي‌توانيم غم را ريشه‌كن كنيم. اي دوست، دم از كم و زياد نزن، غم، كمش زياد است و شادي زيادش كم!

رباعی کردی- حبیب بخشودە

حبیب بخشودە

شه‌و خاسه وە شەرتێگ م تو بۊنمه خە‌و
خه‌و خاسه وە شه‌رتێگ تو بایە سه‌ر ئەو
ئه‌و شه‌و خە‌م تو وەفر فرە‌ێ هاوردۊ
عشقت بۊە جاجمێگ و دامە‌ێ ملمەو

@darwachdariche

 
  BLOGFA.COM