يكي از دوستان خوشذوق كرمانشاهيام كه هنوز جز صداي گرمشان را نشنيدهام و چند سالي است دست كم ماهي يكبار احوالم را ميپرسد و اخبار فرهنگي مرتبط با ادبيات كوردي را با هم در ميان ميگذاريم، واسطهاي شد تا شعرهاي استاد روضان كمري را بشناسم. زمينهي اين آشنايي شعر زيبايي بود كه جناب كمري در سوگ استاد عباسي آرام سروده بود و من در آن احوال داشتم ديوان شعر عباسي آرام را بعد از تدوين و تصحيح براي چاپ آماده ميكردم. همين كه از آقاي محمدي شنيدم آقاي كمري شعري در اين مورد گفته، تلفني با ايشان صحبت كردم و شعر را شنيدم و از آهنگ و لحن و زبان فخيم و اسلوب شاعرانهاش كه زبان شعري كوردي گوراني بود، مست شدم و نهايتاً آن شعر در فصل نخست ديوان آرام جاي گرفت.
بعد از آن، از آقاي محمدي جوياي احوالش بودم و گاهي تلفني با هم صحبت ميكرديم و مرتب از من دعوت ميكرد كه سري به او بزنم و من هم، همين قصد را داشتم اما آنقدر امروز و فردا كردم كه فرصت ديدار از دست رفت و حسرت مصاحبتش بر دلم ماند.
دو سه كتاب شعرش را جناب محمدي در اين خلال برايم فرستاد و من مسحور قدرت شاعرانه و لحن كلام و مخصوصا استادياش در سرودن به زبان ادبي كوردي گوراني شدم؛ زباني كه زبان رسمي وادبي عموم شاعران كورد از قرن سوم هجري تا سالهاي اخير بود و من برداشتم اين بود كه استان روضان كمري بيشك نمايندهي تام و تمام اين سبك و اسلوب شاعرانه بود و با رفتن او اين شيوه نيز ممكن است راه زوال را بپيمايد.
مرحوم روضان كمري، در بهمن ماه 1323 در روستاي نوجوب بخش فيروزآباد كرمانشاه متولد شد و به علّت زيستن در روستا و اشتغال به كارهاي كشاورزي، فرصتي زيادي براي تحصيل نيافت اما در روستاي مجاور به مكتبخانه رفت و نوشتن و خواندن آموخت و كيست كه نداند مكتبخانه فرصت بسيار خوبي بود براي آشنايياش با متون اصيل فارسي و البته كوردي.
بهار شاعرياش گرچه اندكي دير به گل نشست و رسماً شاعري را از 1361 شروع كرد اما مقدمات و زمينهي لازم را در طي سالها براي عرضه در چنين زماني فراهم داشت و پس از آن آثار درخشاني خلق كرد كه مورد توجه و اقبال قرار گرفت و چند كتاب شعر از او به زيور طبع آراسته گشت، از جمله: شميم كوهسار، گُردنامه (زندگينامهي منظوم پهلوان حسين گلزار)، زندگينامهي كورش كبير و آثاري كه هنوز فرصت چاپ نيافتهاند، همچون: منظومهي رستم شغاد و يوسف و زليخا و تاريخ كامل ايران. اين حجم از آثار ستودني است و مخصوصا اينكه به گواهي آنچه من از اشعار ايشان خواندهام، قدرت تأليف و تصنيف و سرايش ايشان قدرتمند است و شعر كوردي را به طرز گوراني استادانه سرودهاند. حجم، قدرت و شيوهي آثار بازمانده از او، ما را به ياد شاعران استادي چون الماسخان كندولهاي مياندازد.
محتواي غالب اشعارش، دلالت روشني دارد به شيفتگي او به تاريخ ايران، اسطورههاش و شكوهش. گرچه در خلال هر يك از اين آثار، گريزهاي تغزلي و توصيفي زيبايي نيز زده است. من، در دو سه تماس تلفني كه با او داشتم، دوست داشتم تشويقش كنم كه بيشتر از خودش بسرايد و احساسات و عواطف شخصياش را بيان كند تغزلهايش را خلق كند. ظاهراً در ميان حجم آثاري كه از او مانده، موضوعاتي از اين دست كه بدان اشارت داشتم، فراوان است و اي كاش، پژوهشگر آگاهي، آثارش را مدون كند و مخصوصاً دفتري ويژه از چنان شعرهايي كه برشمردم، بيارايد و نيز گزيدهاي از اشعار درخشانش را براي استفادهي عموم آماده سازد، مشروط به اينكه به بهانهي تصحيح و تدوين دست در اشعار ايشان نبرد و كلماتي از خود بدان نيفزايد و مخصوصاً سبك و طرز گوراني اشعارش را تغيير ندهد. مطمئنم كه چنين پژوهشگر آگاهي در كرمانشاه هست و چنان خواهد كرد كه گفتم.
و نهايتاً وقتي كه صبح هشتم مرداد 1397 آقاي سبزعلي محمدي به من زنگ زد، دانستم كه اتفاقي افتاده و لابد حامل خبري است و درونم گواهي ميداد كه خبر، خيلي خوش نيست؛ خبر، درگذشت استاد بزرگ شعر كوردي، استاد روضان كمري بود.
برايش در جوار رحمت حق، آرامش و براي بازماندگانش آرامش و صبر استدعا دارم.
9/5/1397
ايلام- ظاهر سارايي
+ نوشته شده در سه شنبه نهم مرداد ۱۳۹۷ ساعت 22:37 توسط ظاهر سارایی
|