چند نكته در بارهي عروض و قافيه درشعر كردي
چند نكته در بارهي عروض و قافيه درشعر كردي
-
ظاهر سارايي
در اين يادداشت، در نظر دارم چند نكته در باب وزن عروضي، و يك نكته در باب قافيهي شعر كُردي بيان كنم. اين نكتهها را مدتي است كه در نظر دارم و در انجمن كردي "هانا" هم گاه به آنها اشاره كرده و محكشان زدهام.
وزن عروضي، به مثابهي ميراثي مبارك از شعر عربي به شعر فارسي رسيد و شاعران پارسيگو با تغييراتي كه در آن دادند، عروض عربي را با شعر فارسي سازگار كردند. اينك، اين ميراث به شعر كردي رسيده، و لازم است ما نيز آن را با روح زبان كردي هماهنگ كرده و با پيشنهاد نكات و الگوهايي مانع از تشتت رأي شاعران و اديبان كردزبان و كردپژوه شويم. براي دستيازي به اين هدف، ناگزير از ذكر بعضي تعاريف، و توضيح پارهاي واضحات هستيم و پيشاپيش از مخاطبان عام كه ممكن است اين بحث را اندكي تخصصي حس كنند،عذر ميخواهم.
واج
كوچكترين جزء زباني است كه به تنهايي معنايي ندارد اما مميز معني است و ميتواند تغييرات معنايي ايجاد كند؛ مثلاً هر گاه واج آخر واژهي " باد" را به واجهاي ديگر تغيير دهيم، تفاوت معنايي ايجاد ميشود؛مثلاً ميشود بار، باغ و ... .
واجها به صامت و مصوت تقسيم ميشوند.
مصوت دو نوع است؛ يا كوتاه است و يا بلند. مصوتهاي كوتاه در زبان فارسي عبارتاند از: a/ ــَـ ، e / ـــِــ ، o/ ـُــ ؛ و مصوتهاي بلند عبارتاند از: â/ ا؛ e / اي؛ u/ او
اما در زبان كردي علاوه بر اين سه مصوت بلند، مصوتهاي بلند ديگري وجود دارد و آنها عبارتاند از:
يك: "اي مجهول" كه معمولاً به نام ياي مجهول از آن ياد ميشود. مثال: Šêr به معناي شير درنده
دو: مصوت بلند ü / ۊ كه در كلماتي چون: خۊن به معناي خون كاربرد دارد.
حرف
شكل نوشتاري واج را حرف ميگويند. واجها در رسمالخط متعارف فارسي گاه بيش از يك شكل نوشتاري دارند مانند واج /ز/ كه به شكل حروف "ز"، "ظ"، "ذ" و "ض" نوشته ميشود، و گاه نيز هيچ حرفي آنها را منعكس نميكند، مانند مصوتهاي سهگانهي كوتاه. در اين نوشتار توجهمان به واج معطوف است نه به حرف. واج در نوشتار درميان علامت / /، و حرف، بين دو علامت " " نوشته ميشود.
انواع هجاهاي عروضي در شعر فارسي و كردي
هجا به زبان سادهتر همان "بخش" است كه در يك دم يا بازدم بيان ميشود، مثلاً: "دانشكده" از چهار بخش يا هجاي: دا+ نش+ كَ + ده درست ميشود.
در شعر فارسي ، سه نوع هجاي عروضي وجود دارد؛ اين هجاها عبارتاند از:
يك: هجاي كوتاه؛ به هجايي كه معادل دو "واج" يا دو صدا باشد، هجاي كوتاه ميگويند؛ مثال: تو/ to = ve، نه/ na (صامت+ مصوت)؛ اين علامت به صورت نماد گرافيگي "ﮟ" مشخص ميشود.
در الگوي هجايي زبان كُردي، گاهي هجاي كوتاه سه واج دارد و با دو واج صامت شروع ميشود و اين نوع هجا در فارسي كهن نيز سابقه داشته است؛ مثال: خوه/ xwa در كلمهي "خوهشاڵ/ xwa+šâl
دو: هجاي بلند؛ هجايي است كه معادل سه واج يا سه صدا باشد؛ مثال: سر/ sar، پا/ paa؛ شكل گرافيكي اين هجا در كتابهاي عروضي به شكل " ـــ " است.
در شعر كردي به دليل اينكه گاهي قبل از مصوت دو صامت ميآيد شمار واجها ممكن است به چهار هم برسد، مثلاً : خوهر/ xwar به معناي خورشيد يا آفتاب.
سه: هجاي كشيده؛ هجايي است كه در شعر فارسي معادل چهار يا پنج واج يا صدا است؛ مثال: سرد/ sard، كارد/ kaard؛ و با شكل گرافيكي " ــ ﮟ" مشخص ميشود.
در شعر فارسي هجاي كشيده، اگر در اول و ميانهي مصراع بيايد، يك هجاي بلند و يك هجاي كشيده محسوب ميشود و در آخر مصراع چنانكه همه ميدانند فقط يك هجاي بلند است؛ مثال:
بلبلي برگ گلي خوشرنگ در منقار داشت// واندر آن برگ و نوا خوش نالههاي زار داشت (حافظ)
در اين بيت هجاي "رنگ"، "ـار" و "زار" در واژههاي خوشرنگ، منقار و زار هجاي كشيده است و هجاي كشيدهي "داشت" چون در آخر مصراع آمده فقط يك هجاي بلند است.
در شعر كردي جنوبي و احتمالاً در ديگر شاخههاي زبان كردي، هجاي كشيدهي شش واجي ِ مركب از صامت+ صامت+ مصوت+ صامت+ صامت+ صامت مانند "خوهيشك xwayšk نيز وجود دارد كه يك هجاي بلند و يك هجاي كوتاه محسوب ميشود: xwayšk
نكتهي 1:
در هجايي كه با دو صامت آغازين شروع ميشوند، بلند يا كوتاه بودن هجا را نوع مصوت تعيين ميكند. چنانچه يك يا دو واج صامت، قبل از يك مصوت کوتاه بيايد، هجا كوتاه است؛ و چنانچه مصوتْ بلند باشد، هجا نيز بلند خواهد بود. مصوتهاي بلند "اي مجهول" يا "ۊ" نيز مشمول اين حكماند.
مثال: خوه/ xwa در بخوه(بخور)، كوتاه است اما خوا/xwâ (نمك) بلند است.
هجاي كشيده در نمايي نزديكتر
در شعر فارسي هر الگويي كه مطابق الگويي هجايي زير باشد، هجاي كشيده است:
Cvc صامت+ مصوت بلند+ صامت؛ مثال: خار/ xâr
Cvcc صامت+ مصوت كوتاه+ صامت+ صامت؛ مثال: سرد/ sard
در شعر كردي الگوهاي زير نيز هجاي كشيده است:
Ccvc صامت+ صامت+ مصوت كوتاه+ صامت؛ مثل: "خوهر/ xwar" به معناي: خورشيد.
Ccvc صامت+ صامت+ مصوت بلند+ صامت؛ مثل" خوار/ xwâr" به معناي : پايين.
ccvcc "صامت+ صامت+ مصوت بلند+ صامت+ صامت، مثل اسم منطقهي "گواور" gwâwrدر تلفظ كلهرزبانها.
CCVCCCصامت + صامت+ مصوت كوتاه+ صامت+ صامت،+صامت مثل: خوهيشك xwayšk به معناي خواهر در تلفظ اهالي ايلام.
درشعر كُردي، قاعدهي عروضي عمومي در باب هجاهاي كشيده يعني محسوبشدن به صورت يك هجاي بلند و يك هجاي كوتاه، رعايت ميشود و نكات زير مستثناست:
نكتهي2:
اگر در الگوي هجايي Cvc صامت+ مصوت بلند â+ صامت؛ صامت آخر، "ێ " باشد، معمولاًهجا كشيده نيست و بلند محسوب ميشود؛ مثل واێ شهماڵ به معناي باد سحرگاهي كه "واێ" فقط يك هجاي بلند است. قيد معمولاً را بدين خاطر آوردهام كه اگر شاعر قصد تكيه بر اين صامت را داشته باشد، ميتواند آن را كشيده تلفظ كند؛ مثلاً بخواهد بگويد: هاێ مهردم، هانه كوو بانهو سهرينم. در شواهد شعري كردي جنوبي از هر دو مورد ميتوان مثالهاي متعدد آورد.
و البته بايد توجه داشت، كه "ێ" در اين موارد، مصوت بلند اي مجهول نيست و در حقيقت صامت كوتاهي است كه بعد از مصوت آمده است.
دليل منطقي چنين حكمي آن است، كه صامت ياي مجهول در اين موارد، مانند نون بعد از مصوت بلند در عروض فارسي اشباع نميشود و امتداد لازم را ندارد.
نكتهي 3-1:
در الگوهاي هجايي Cvc صامت+ مصوت بلند+ صامت؛ صامت تركيبي و خيشومي "نگ/ ŋ" به شكل cc در كلماتي چون "مانگ" و "وانگ" معمولاً از تقطيع ساقط است و هجا بلند محسوب ميشود. چنين الگويي معمولاً با مصوت بلند â همراه است و كمتر با دو مصوتهاي بلند ديگر ميآيد، در آن صورت هم مشمول اين حكم است.
نكتهي 3-2:
در الگوي هجايي Cvcc صامت+ مصوت كوتاه+ صامت+ صامت؛ مثل جهنگ و شهنگ و دهنگ به معناي جنگ و گلوله و صدا همه جا صامت تركيبي "نگ/ ŋ" يك صامت محسوب ميشود و هجا بلند است.
نكتهي 4:
علاو بر نكات 2 و 3، چنانچهي بعد از مصوت بلند اي مجهول، صامت ديگري بيايد، از تقطيع ساقط ميشود؛ مشروط به اينكه هجاي پاياني واژه نباشد. مثال: فێشتر به معناي بيشتر كه "فێش" به تنهايي يك هجاي بلند است و كشيده محسوب نميشود؛ اما اگر چنين موردي درپايان واژه باشد، يك هجاي كشيده محسوب ميشود، زيرا واژه، معمولاً در زبان كُردي تكيه ميگيرد. مثال: رێش و خێش به معناي زخم و خويش و فاميل.
قافيهبندي واجهاي "به ظاهر متشابه" در كردي
در زبان كردي واجهايي وجود دارد كه از حيث نوشتاري و حتي تلفظ بسيارنزديك به هم نوشته و تلفظ ميشوند، مثل واج: /ل/ و /ڵ/ و واج /ر/ و /ڕ/. اين واجها چون تفاوت معنايي ايجاد ميكنند هر يك واجي مستقل محسوب ميشوند؛مثلاً كهل و كهڵ با هم تفاوت معنايي دارند، اولي به معناي شكاف است و دومي به معني بز كوهي. همچنين دو كلمهي "وهر" و "وهڕ" هم با هم متفاوتاند، چرا كه اولي به معناي جلو و پيش است و دومي به معناي گليم.
پيش از آن كه در مورد آوردن اين واجهاي به ظاهر متشابه در هجاي قافيه به دريافتي نو برسيم، ذكر اين مقدمه ضروري است:
قافيه دو الگوي مشخص دارد:
يك: گاهي مصوتهاي بلند و از جمله "اي مجهول" و "ۊ" به تنهايي اساس قافيه واقع ميشود؛
دو: گاهي بعد از مصوت های كوتاه یا بلند يك يا دو صامت ميآيد مثل زار و منقار
نكتهي 5:
در نوع دوم، بعد از مصوتهاي كوتاه يا بلند، نميتوان واجهاي به ظاهر متشابه /ر/ و /ڕ/، يا /ل/ و /ڵ/ را به جاي هم به كار برد، مگر اينكه بعد از آن واج یا واج های الحاقي به قافيه اضافه شود. اين واج الحاقي هم ميتواند صامت باشد و هم مصوت
مثلاً : دو واژهي "كهڵ" و "كهل" به تنهايي نميتوانند قافيه شوند اما چنانچه حرف الحاقي داشته باشند، و مثلاً تبديل به "كهڵێ" و "كهلێ" شوند، قافيهبندي آنها ايرادي ندارد. مثالهاي ديگر:
"دهر" و "كهڕ" = نادرست "دهره" و " كهڕه"= درست
سخن پاياني
چنانكه از اشعار عروضي شاعران كردزبان پيداست، در مواردي همچون استفاده از هجاهاي كشيده، و يا تشخيص هجاي كوتاه يا بلندي كه با دو صامت آغازين شروع ميشود، و نيز در قافيه كردن كلماتي كه هجاي قافيهشان با حروف به ظاهر متشابه تمام ميشود، شيوهنامهي واحدي كه منطبق بر دلايل منطقی و زبانشناختي باشد، در دست نيست و اكثر به سليقه و دائقهي خود كار ميكنند و گاه براستفادهي نابهجا از مواردِ مورد اشاره تعصب و اصرار نيز دارند. اميد است اين نوشتار بتواند به ايجاد نوعي وحدت رويه در به كارگيري موضوعات طرح شده منجر شود و البته ميدانم كه ممكن است اين بحث درازدامنتر از اين باشد كه بدان پرداختهام و نيز ميدانم كه صاحبنظران ديگر ممكن است نكاتي به آن بيفزايند و يا نكاتي از اين نوشتار را تعديل كنند؛ لذا مشتاقم اهل فن آراي خود را ارائه فرمايند تا اين بحث به سرانجامي نيكو رهسپار گردد.
