معرفي و ارزيابي كتاب ايل من ايلام
معرفي و ارزيابي كتاب ايل من ايلام
- نام کتاب: ایل من ایلام (بررسی جامع تاریخ، جغرافیا، تمدن و فرهنگ استان ایلام)
- نویسنده: صید محمد درخشنده
- ناشر: ایلام، زانا، چاپ اول، 1390، 400 صفحه.
ابراهیم بوچانی[1]
مقدمه
استان ایلام به دلیل دارا بودن ویژگیهایی خاص جغرافیایی و اقلیمی، داشتن مجموعه آثار شگفت طبیعی و پوشش جنگلی مناسب از یک سو و وجود خاکی حاصلخیز، منابع آبی مطلوب و تنوع گونههای جانوری از طرفی دیگر، از دیرباز توجه گروههای انسانی مختلفی را به خود جلب کرده است؛ چنان که بعضی آثار آن از جمله تپهی «چگا آهوان» در مهران[2] و تپهی کزآباد در هلیلان به دورهی پیش از تاریخ برمیگردد (ص 167) و ویرانههای تپهی علیکش در نزدیکی موسیان نشان میدهد که این ناحیه خیلی پیش از اختراع ظروف سفالی، و شاید در حدود 8000 سال پیش از میلاد، مسکونی بوده است.[3] میتوان گفت که داشتن شرایط زیست مناسب و پایداری نعمات در اهدای منابع غذایی به ساکنان در طول تاریخ موجب شکلگیری اجتماعات گوناگونی در این نواحی شده است؛ بنابراین در نتیجه همین ویژگیها و مزیتهاست که امروزه نوعی تداوم تمدنی در محدودهای که اکنون استان ایلام نام دارد، شاهد هستیم.
با تکیه بر شواهد تاریخی میتوان گفت ایلام امروزی جزء بااهمیتی از تمدنهای دنیای باستان و دوران ایران بعد اسلام بوده است. تأکید به عمران و آبادی دو ایالت ماسبذان و مهرجان قذق با مرکزیت سیروان و سیمره، از سوی منابع مختلف، گواه بر اهمیت این مناطق بوده است.[4] وجود سنگنوشتهی گلگل ملکشاهی مربوط به هزارهی اول قبل از میلاد (صص 207ـ 208)، تپه غران دهلران مربوط به دورهی اشکانی (ص 146)، دیواری با سنگهای حجاری شده مربوط به دورهی اشکانی و ساسانی در میمه زرینآباد[5] شهر باستانی ماژین (سیمره)، قلاع، آتشکدها و چارطاقیهای متعدد مربوط به دوره ساسانی حکایت از اهمیت این محدوده در دورهی ایران باستان دارد. در دورهی اسلامی این منطقه نیز همراه با فراز و نشیبهای که داشت، اهمیت خود را همچنان حفظ کرد چنان که اخبار گوناگون از آبادی آن خبر میدهند. ماسبذان به عنوان یکی از ایالات این منطقه در دورهی خلفای عباسی همواره مورد توجه خلفای قرار میگرفت. در این مورد روایت طبری در مورد ورود مهدی، خلیفه عباسی، به ماسبذان و اتراق در شکارگاه رذ ـ ایلام امروزی ـ و دفن او بعد از مرگش در آن جا، قابل ذکر است.[6] همچنین مؤلف البلدان ماسبذان را با با با عباراتی چون: «جلیلالقدر» و «باعظمت و پر وسعت» توصیف میکند.[7] به هر حال؛ بر اثر فرایند زمانی و پشت سر گذاشتن دورههای متعدد تاریخی امروزه شاهد بازماندهایی از انواع و اقسام و اشکال میراث تمدنی در این دیار هستیم که به همراه فرهنگی غنی و با قدمتی طولانی سیمایی جذاب و اما گسترده و پر پیچ و خم را فراهم آورده است که هر چند شناخت تمام زوایایی آن امری پیچیده و تا حدودی غیر ممکن است اما با این حال افرادی هستند که با تألیف آثاری سعی در معرفی و شناساندن تاریخ، جغرافیا و تمدن و فرهنگ این استان داشتهاند.
معرفی کتاب
صید محمد درخشنده (متولد 1334 در شهر ایلام) از جمله کسانی است که نظر به علاقه و اشتیاقی که به تاریخ، فرهنگ، تمدن و جاذبههای جهانگردی استان ایلام دارد، عمده تلاش خود به معرفی چشماندازهای فوق معطوف داشته است. او در این راه تا کنون چند کتاب و مقاله را به چاپ سپرده است؛ ایلام عروس زاگرس (تهران: ایران، 1373) و میرکان (دریچهای به ادبیات شفاهی مردم ایلام (با مشاركت ظاهر سارايي) (ایلام: زانا، 1389) و مقالاتی چون: نقش اکوتوریسم (بومشناسی) در توسعهی گردشگری استان ایلام با تأکید بر جادهی کربلا، نکتهها و گفتهها پیرامون ابعاد شخصیتی و علمی علامه سید جعفر الاعرجی پشتکوهی (نسابه) و... از جمله تألیفاتی میباشند که آقای درخشنده به چاپ رسانده است؛ تازهترین تلاش این نویسنده در راستای ایلامشناسی، تألیف کتابی است با عنوان «ایل من ایلام» در 400 صفحه، که در دی ماه 1390 برای نخستین بار در ایلام توسط انتشارات زانا به چاپ سپرده شد. این اثر با عنوان فرعي «بررسي جامع تاريخ، جغرافيا، تمدن و فرهنگ استان ايلام» دربر دارندهی فهرست مطالب، مقدمه، 10 فصل، فهرست منابع و مأخذ و فهرست مصاحبه شوندگان و همیاران نویسنده میباشد.
کتاب با مقدمهای دو صفحهای آغاز میگردد که نگارنده در آن پس از بررسی و ذکر تحول نام ایلام در طول تاریخ، انگیزهی خود را از تألیفش بیان میکند. یعنی به زعم خود بر آن است که جغرافیای ایلام را از منظر تجسم و توصیف کوهها، غارها، شکارگاهها و... بیان کند و پیشینهی فرهنگی و تمدنیاش را با معرفی و ترسیم بقاع باستانی یادآور شود و سنن و آداب ایلام را در کالبد نغمهها، نواها، پوششها و... معرفی نماید تا علاوه بر خاطرنشان کردن تواناییها و امکانات نهفتهی استان، در دنیای متجدد و پرشتاب امروزی هم گذشته محفوظ بماند و هم نگاه نو و امیدواری به آینده فراهم شود و در این میان معزل بحران هویت و دشواریهای مرحله گذار گریبانگیر ساکنان این دیار نباشد. «استان ایلام در نگاهی کلی» عنوان فصل اول کتاب میباشد. نویسنده با ذکر موقعیت جغرافیایی و حدود استان ایلام بحث خود را شروع میکند و روند شکلگیری استان را مطرح مینماید که باید در این مورد گفت این استان تا سال 1342 به عنوان بخشی از استان پنجم کشور (کرمانشاه) بوده، که با توجه به وضعیت سوقالجیشی و استراتژیک و نیز به خاطر طولانی بودن مرز مشترک با کشور عراق از کرمانشاه منتزع و به فرمانداری کل تبدیل گردید تا اینکه در سال 1353 به «استان» تغییر یافت. (ص 35) مؤلف در ادامه فصل کوهها و دشتهای استان را اشارهوار نام میبرد ولی کبیرکوه را به عنوان طولانیترین و بزرگترین کوه ایلام با تفصیل بیشتری توصیف میکند و در این توصیف قلهها و تنگهها و سابقهی زمینشناسیاش را آورده است. (صص 43ـ44) پوشش گیاهی، شکارگاهها، دامداری و دامپروری، صنعت، مشخصات آب و هوایی استان، منابع آب شامل: رودخانههای دائمی، سدهای اجرا شده و در حال اجرا، چشمهها و آبگیرها مباحث دیگری هستند که در این فصل مورد معرفی قرار گرفتهاند.
فصل دوم «تاریخ استان ایلام» است. در این فصل پس از آن که بدون ذکر منبعی خاص استان ایلام را محل زندگی اقوامی مانند کاسیها و گوتیها دانسته میشود، به سابقهی تاریخی و تقسیمات سیاسی استان ایلام اشاره شده و سپس سابقهی تمدن انسانی و ادوار تمدنی ماقبل تاریخ پرداخته میشود. نویسنده در این قسمت ـ هر چند هیچ ارجاعی نداده است ـ مدعی میباشد که شاید قدیمیترین کورههای ذوب فلز در محدوده استان ایلام بوده است و ساکنان بینالنهرین برای رفع نیازهای خود در زمینهی فلزکاری به معادن و صنعت فلزکاری منطقهی زاگرس وابسته بودهاند. (ص 91) وی همچنین با اشاره به کاوشها و بررسیهای باستانشناسان در محوطههای باستانی هلیلان و تپههای باستانی دهلران، بر آن است که: «استان ایلام به عنوان ارزندهترین پایگاه و گستردهترین جایگاه حضور پدیدههای عصر مفرغ و یا برنز، نقش برجستهای در سیر تکامل تمدن بشری دارد.» (ص 93) صید محمد درخشنده در ادامهی فصل دوم به تاریخ محدودهی استان ایلام در دوران آشوری، هخامنشی، ساسانی و خلفای عباسی ـ با تأکید بیشتری بر دورهی خلافت مهدی عباسی ـ میپردازد. ایلام در عهد والیان پشتکوه آخرین قسمت این فصل است که در آن اوضاع حکومت مقتدرانه حسینقلی خان و غلامرضا خان ابوقداره از دیدگاه سیاحان و جهانگردانی چون: لرد کرزن، ژاک دمرگان، راولینسون، هرتسفلد و... تحلیل و کنکاش شده است. نویسنده در این قسمت با عباراتی گوناگون سلسلهی والیان را مورد تمجید قرار میدهد و چنین نتیجه میگیرد که: «سلسلهی والیان، ایراندوست و مرزبانان صمیمی ایران باختری بودند و بنا به وصیت حسینقلی خان هرگز در برابر دولت مرکزی ایستادگی نمیکردند.» (ص 114) و همواره حافظان قدرتمند ایران غربی در مقابل تجاوزات مرزی عثمانیان بودند. (ص 115)
«جاذبههای گردشگری ایلام» سومین فصل کتاب است. این فصل مشتمل بر موقعیت جغرافیایی هر شهرستان و معرفی جاذبههای گردشگری آن است. نویسنده ابتدا موقعیت جغرافیایی و اقلیمی شهرستان ایلام را آورده است و سپس به جاذبههای گردشگری این شهرستان پرداخته است. تفرجگاههای طبیعی و مصنوعی، سنگ نوشتههای ایلام، موزهها، آبشارها، درختان و باغات تاریخی، شکارگاهها، جاذبههای تاریخی و قناتهای باستانی از جمله جاذبههایی هستند که مؤلف به توصیف آنها پرداخته است. شهرستان مهران دومین شهرستانی است که علاوه بر موقعیت جغرافیایی و ذکر جاذبههای گردشگری، بر اهمیت استراتژیک آن در طول تاریخ و نقش آن در مرزداری و مرزبانی ایران در زمان والیان پشتکوه در جلوگیری از تجاوزات عثمانیان و مخصوصاً در طول هشت سال دفاع مقدس تأکید شده است. (صص 133ـ134) شهرستان دهلران با سه بخش مرکزی، زرینآباد و موسیان سومین شهرستانی است که جاذبههای گوناگون آن مورد واکاوی نویسنده قرار گرفت است. باستانشناسان و صاحبنظران در مورد آثار و جذابیتهای این شهرستان، در آثارشان به تفصیل نوشتهاند و مؤلف به اختصار به نظرات عدهای از آنها از جمله: دکتر آدامز، دکتر هینگ و سرتیپ علی رزمآرا اشاره کرده است که همهی این نظرات حاکی از قدمت تمدنی این شهرستان دارند. به نظر آقای درخشنده ـ علاوه بر محوطهها و تپههای باستانی و... ـ آن چه بر اهمیت این شهرستان میافزاید این است که یکی از حوزههای مهم نفتی کشور و جهان به شمار میرود؛ بررسی تاریخ اکتشافات نفت در ایران نشان میدهد که دهلران یکی از مناطقی بوده که اولین بررسیهای کشف نفت در شمال شرقی آن انجام شده است و در کاوشها و لرزهنگاریهایی که یک شرکت ایتالیایی در سال 1343ـ1344 انجام داده به این نتیجه رسیدهاند که دهلران شش برابر آغاجاری مخاذن زیرزمینی نفت دارد. (صص 142 ـ144) نویسنده در ادامه موقعیت جغرافیایی و اقلیمی، سیر تاریخی و جاذبههای گردشگری شهرستان درهشهر را از جمله: آسیابهای تاریخی و تندیسهای سنگی و... را توصیف میکند و سپس شهرستان آبدانان را که دارای آثار تاریخی متعددی از دوران مختلف تاریخی است مورد بررسی قرار میدهد. این شهرستان مدفن چند شهر تاریخی گمشده یا به جا مانده از تاریخ از جمله: گور گبران، جولیان، و آثار باستانی در منطقه کلات مورموری و کلات چنار آبدانان میباشد. (ص157) معرفی جاذبههای متعدد شهرستان ایوان از دیگر قسمتهای فصل سوم است. این شهرستان نظر به اهمیتی که در گذشته داشته راههایی ارتباطی مهمی از آن عبور کرده است و مؤلف کوشیده است اهمیت آن را از زبان کسانی چون مینورسکی، راولینسون و... یادآوری کند. (ص 161) نویسنده در ادامه در مباحثی جداگانه به توصیف اهمیت تاریخی و جغرافیایی شهرستانهای شیروان و چرداول و شهرستان ملکشاهی میپردازد و جاذبههای گردشگری آنها را به اختصار بیان میدارد.
«بقاع زیارتی و یادمانها» عنوان چهارمین فصل کتاب ایل من ایلام است. نویسنده در این فصل از 58 مکان و بقعهی مورد احترام مردم از جمله بقعهی علی صالح، سید فخرالدین، ابراهیم قتال، سید صلاحالدین و... نام میبرد. در توصیف این بقاع متبرکه علاوه بر موقعیت جغرافیایی و ذکر شجرهنامهی آنها ـ در صورت موجود بودن ـ، به سیر تاریخی معماری بنا و قدمت آن توجه شده است. یادمانهای جنگ تحمیلی در استان ایلام، آثار جنگی قلاویزان، یادمان دفاع مقدس در صالحآباد دیگر مباحثی هستند که در این فصل مورد توصیف قرار گرفتهاند. (صص 203 ـ204) سنگنوشتهها تلاشی بودهاند برای ماندگاری نام و یاد کسانی که در تاریخ به زعم خود اقداماتی بزرگ و سترگ انجام دادهاند؛ سنگنوشتهها با نقوش و خطوط حکاکی شده بر آنها، حاوی اطلاعات مفیدی هستند که به مدد آنها میتوان زوایای تاریک گذشته را روشن کرد. استان ایلام به عنوان منطقهای که همواره مسکون بوده و ملل و نحل مختلفی در آن برآمده و فروخفتهاند، سنگنوشتههای متعددی دارد که هر کدام بازگوکننده سطوری از تاریخ و حکایات آن هستند. نظر به اهمیت خاصی که «سنگنوشتهها» دارند آقای صید محمد درخشنده فصل پنجم کتاب خود را به این موضوع اختصاص داده است. او در این فصل شانزده کتیبه و سنگنوشته را که تا کنون در استان ایلام شناخته شدهاند، بررسی و معرفی کرده است. کتیبهی نقش برجستهی آشوری در گلگل ملکشاهی، سنگنوشتهی تخت خان، سنگنوشتهی دویران ایوان، سنگنوشتهی میمه زرینآباد و... از جمله آنها هستند. نویسنده در معرفی این سنگنوشتهها به محل حجاری، ابعاد، متن نوشته شده و... توجه داشته است. مطالعه این فصل مینمایاند که به جز کتیبهی گلگل ملکشاهی که مربوط به هزاره اول قبل از میلادی به خط میخی آشوری است، بقیهی آنها مربوط به دورهی حکومت والیان پشتکوه ـ مخصوصاً دورهی غلامرضا خان ـ هستند و بیشتر دربر دارندهی ذکر شجرهنامه والیان پشتکوه، کارنامهی عمرانی غلامرضا خان و شرح قلاع ساخته شده هستند.
«آثار باستانی و تمدنی» عنوان ششمین فصل کتاب است که مؤلف در آن به 25 قلعه، 28 آتشکده ـ ساخته شده از قلوه سنگ و گچ نیمکوب ـ، سه پل ـ مربوط به دوره ساسانی ـ، شهر تاریخی ماژین، تپهی باستانی چقا آهوان مهران و 21 آسیاب تاریخی اشاره میکند. بخش عمدهی فصل مربوط به معرفی قلعههای میباشد که نشان دهندی اهمیت سوقالجیشی منطقه هستند. در واکاوی این قلعهها ـ چنان که در کتاب آمده است ـ دورانهای مختلف تاریخی ملاحظه میگردد؛ هر چند بیشتر آنها مربوط به والیان پشتکوه هستند اما بعضی از آنها قدمتی بسیار طولانیتر دارند. مثلاً در میان خرابههای «قلعهی پیردمی» شهر میمه تعدادی پایهی ستون سنگی وجود دارد که به احتمال قوی مربوط به عهد پارتها هستند. (ص 232) همچنین «قلعه سام» در چرداول، «قلعه پشتقلعه» در آبدانان، «قلعه شمیران» در ایوان، «قلعه شیخ ماخو» در درهشهر مربوط به دوران ساسانی و قلعه جوق ملکشاهی از آثار مربوط به دورهی سلجوقیان (ص 229) و «قلعه زینل» از بناهای صفوی میباشد.(ص 234) «زبان و ادبیات» موضوع فصل هفتم است. نویسنده در این فصل ابتدا به زبان و ادبیات در استان ایلام، زبان ایلامی باستان و گویش کردی ایلامی میپردازد سپس با کنکاش در مورد «مفهوم کٌرد» نظرات مختلفی را که در مورد ریشهی این واژه و این که متعلق به چه حوزهی زبانی است را بیان میکند. «شاعران ایلامی» مبحث دیگری است که نویسنده در مورد آن صحبت به میان میآورد. بنا به نظر او در عهد والیان شعر کردی در این منطقه رونقی به سزا داشته است. زبان شعر کردی در این دوره در اکثر مناطق کردنشین، همان زبان ادبی گورانی بوده که شاعران ایلام (مانند: میرزا موسی رشنوادی، ملا رجبعلی و ملا رستم) به تبعیت از این سنت، به همین شیوه شعر سرودهاند که البته نشانههای پر رنگی از گویش محلی و منطقهای خود را در آن به جای گذاشتهاند. (ص 254) نویسنده در ادامه چند تن از شعرای بعد انقلاب را نام میبرد که از جمله آنها میتوان به عبدالجبار کاکایی، ظاهر سارایی، بهروز یاسمی، سالم پوراحمد، کیومرث مرادی و... اشاره کرد. غلام رضا خان ارکوازی، میرنوروز، ولی محمد امیدی، شاکه و خان منصور شعرایی هستند که نویسنده آنها را مفصل معرفی میکند. ادبیات شفاهی مردم ایلام و ضربالمثلهای ایلامی آخرین موضوعات فصل هفتم هستند. نویسنده که در کتابی دیگر با عنوان «میرکان» به صورت مشروح و مفصل از سرودهها و نواهای مردم ایلام سخن گفته است، در این کتاب تنها به موارد و مصادیقی از ادبیات شفاهی مردم ایلام پرداخته است. او در این قسمت علاوه بر تشریح مراسم «چَمَر»[8] به توصیف نواهایی مانند: «لاوه لاوه» (لای لای)، «هوره»[9]، «مور» (مویه)، «سیت بیارم»[10]، «واران وارانه»[11]، و... میپردازد.
عنوان فصل هشتم «آداب و رسوم، آیینها و باورها» میباشد. مؤلف در این فصل به آیینها، باورها، بازیهای بومی و محلی، سازهای محلی، مقامهای معروف پایکوبی، پوششهای سنتی زنان و مردان،تنقلات، دسرها، نانها و غذاها محلی، ظروف نگهداری آب، مواد غذایی و لبنی وسایر ملزومات در محیطهای عشایری و... میپردازد. همچنین در این فصل ضمن معرفی گلها و گیاهان دارویی استان، راههایی مقابله با بیماری و بعضی از باورها و رسومات محلی در خصوص معالجهی بیماریها ذکر شده است. معرفی نام محلی بعضی از ماههای سال، ذکر اوزان محلی ـ اندازهها و معیارها ـ آخرین مباحث فصل هستند. فصل نهم «چهرهای مذهبی استان» است که مؤلف در آن به معرفی ده تن از علما و شخصیتهای دینی ایلام پرداخته است که عبارتند از: مرحوم آیتالله حاج شیخ عبدالرحمن حیدری ایلامی، حجتالاسلام محمد تقی مروارید، مرحوم حجتالاسلام حاج شیخ عباس سلطانی، حجتالاسلام شیخ محمد تعمیرکاری، علامه سید جعفر الاعرجی پشتکوهی، مرحوم سید جعفر عاملی، مرحوم سید احمدی، حاج شیخ ابوالقاسم واسطی، سید محمد موسوی رشتی و مرحوم سید محمد آقا موسوی. در معرفی هر کدام از این بزرگان به سال و محل تولد، روند تکمیل تحصیلات، فعالیتهای علمی، فرهنگی و سیاسی اشاره شده است. نکتهی مهم این که، محل تولد چند تن از این بزرگان استان ایلام نبوده است اما باید گفت ساکن این استان بودهاند و فعالیتهای سیاسی و فرهنگی خود را در این دیار پیگیری کرده و همه مورد تکریم و بزرگداشت مردم واقع شدهاند.
آخرین فصل کتاب ایل من ایلام، «بومشناسی استان» است. بومشناسی یا اکوتوریسم پدیدهای کهن میباشد که از دیریاز در جوامع انسانی وجود داشته و به تدریج و با طی مراحل تاریخی مختلف به موضوعی اقتصادی، اجتماعی تبدیل شده است. بومشناسی یا اکوتوریسم که در فارسی به طبیعتگردی ترجمه شده است به عنوان یکی از راهکارهای مهم توسعه پایدار میتواند در توسعهی استان ایلام نقشآفرینی کند؛ با این توصیف مؤلف بر آن است که استان ایلام دارای استعدادها و پتانسیلهای طبیعی بالقوه و فراوانی است که با برنامههای منسجم و اقدام به تأسیس یک سلسله از زیرساختها، میتوان این فضای اکوتوریسمی را مهیای بهرهبرداری کرد. (ص 360) با این نگرش مؤلف در آخرین فصل کتابش ویژگیهای اکوتوریسمی استان را مورد واکاوی قرار داده است. او ابتدا روستاهای هدف گردشگری استان که توسط اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان مشخص شدهاند، را معرفی مینماید سپس جهت اطلاع از اکوتوریسم عشایری استان، مسیرهای حرکت عشایر کوچنده از ییلاق به قشلاق و برعکس را مشخص نموده و جاذبههای شاخص شهرستانهای مهران، دهلران، ایلام، ملکشاهی و... را معرفی میکند و تحت عنوانی جداگانه به معرفی سیزده آبشار استان میپردازد. معرفی تفرجگاه ییلاقی «خوران» در ایوان، دریاچهی دوقلوی سیاهگاو آبدانان، جاذبههای جانوری آبدانان، تنگهی ارغوان، تنگهی دالاو و تندیسهای سنگی ایلام آخرین مباحثی هستند که نویسنده از جاذبهی توریستیشان پرده برمیدارد.
ارزیابی کتاب:
نقاط قوت:
1ـ پژوهش حاضر از نظر موضوع و ضرورت تحقیق جهت کسب هویت بومی و ملی از سویی و آشنایی با پتانسیلهای بومی استان ایلام برای برنامهریزیها و سیاستگذاریهای اقتصادی از طرفی دیگر، نوعی الزام را به خاطر میآورد و نویسنده با درک این نیاز ـ چنان که خود در مقدمه اشاره کرده است ـ آگاهانه و به خوبی در این راه قدم نهاده است.
2ـ با توجه به اینکه مؤلف بومی و آشنا با محیط استان میباشد و همچنین سالها مديريت جهانگردي و ايرانگردي استان را بر عهده داشته و از نزديك با موضوعات مطرح شده در ارتباط بوده، توانسته است جاذبههای استان را به طور مفصل و دقیق مورد بررسی و معرفی قرار دهد طوری که مطالعه کتاب به خوبی مینمایاند که نویسنده در بعضی فصول مانند فصل هفتم و مخصوصاً فصل هشتم بر مطالب و موضوعات اشراف داشته است. مهمتر اینکه مؤلف ـ به رغم داشتن علاقه و اشتیاق فراوان به جاذبههای فرهنگ و تمدنی استان ـ در معرفی آثار دچار بزرگنمایی و اغراق نشده است و این نگاه منصفانه و به دور از تعصب بر اهمیت پژوهش وی میافزاید.
3ـ جمعآوری بعضی از اطلاعات کتاب به روش میدانی و از طریق مشاهدهی مستقیم و مصاحبه بوده است. طوری که در تدوین کتاب با دوازده نفر مصاحبه صورت گرفته و ده نفر هم در جمعآوری بعضی اطلاعات و تهیهی گزارش و عکس همیار و همراه نویسنده در ارائه اطلاعات بومی و محلی شهرستانهای مختلف یودهاند؛ این روش گردآوری اطلاعات بر غنای کتاب افزوده است.
4ـ نویسنده بسیاری از اطلاعات آماری را از سازمانهای مربوطه دریافت کرده است. او در این مورد از آرشیو اداراتی چون: آرشیو روابط عمومی ادارۀ کل هواشناسی استان ایلام، آرشیو روابط عمومی ادارۀ کل منابع آبخیزداری استان ایلام، آرشیو مدیریت و برنامهریزی استان ایلام، آرشیو سازمان جهاد کشاورزی استان ایلام و... بهره برده است. میتوان گفت استفاده از این اسناد از آن جا که اداری محسوب میشوند و دارای اعتبار خاصی هستند، از نکات مثبت این تألیف شمرده میشوند.
5ـ استفاده از چندین جدول در پایان فصل اول جهت معرفی و ارائه اطلاعات چشمهها به تفکیک شهرستان (صص 66ـ 81) و ارائه شجرهنامهای برای معرفی والیان پشتکوه (ص 106) به خواننده کمک میکند تا مطالب را سادهتر و راحتتر دریابد.
6ـ نویسنده، به جز در فصل دوم کتاب، قلمی روان دارد و تقریباً آیین نگارش را به خوبی رعایت کرده است؛ کتاب دارای فصلبندی است همچنین تناسب بین فصلها رعایت شده و غلط تایپی به ندرت دیده میشود.
معایب کتاب:
1ـ اولین ضعفی که در کتاب دیده میشود موضوع گسترده یا به عبارتی دقیقتر جزیی نبودن عنوان کتاب است. هر چند نوشتن کتابهایی در حوزهی فرهنگ، تمدن، تاریخ و جغرافیایی هر استانی ضرورت دارد اما پرداختن کلی و یک جا به همه این موارد امکانپذیر نیست و مانع انجام یک تحقیق علمی میشود و مجال را از نویسنده برای واکاوی دقیق موضوعات میگیرد.
2ـ مؤلف هر چند گاه به آرشیو سازمانهای استان مراجعه کرده است اما به طور کلی در بکارگیری منابع مخصوصاً در فصل دوم ـ تاریخ استان ایلام ـ بسیار ضعیف عمل کرده است. این ضعف در به کارگیری منابع چنان واضح است و به چشم میخورد که گاه کتاب را از هر گونه موازین علمی و پژوهشی به دور میدارد. در ادامه به چند دسته از این گونه ارجاعدهی غیر علمی اشاره میگردد:
الف. نویسنده بسیاری از مطالب که نیاز به ارجاع دقیق دارند، بدون هیچ استنادی مطرح مینماید و این سهلانگاری مخصوصاً در خلال مباحث تاریخی به وضوح دیده میشود. (برای مثال نگاه شود به فصل دوم و فصل ششم)
ب. نویسنده در بکارگیری منابع جدید تاریخی افراطی زننده دارد. لازم است ذکر شود به رغم ارزش منابع پژوهشی جدید و اذعان به اعتبار علمی بعضی از آنها، نویسنده باید در کار پژوهشی خود ـ به جز در موارد خاص ـ سعی در به کار گیری منابع دست اول نماید و ذکر حوادث تمدنی و تاریخی و ارجاع به منابع ضعیف از ارزش هر تحقیقی میکاهد.
ج. ارجاع غیر دقیق نیز ضعف دیگر نویسنده در این راستا میباشد. مثلاً در صفحه 87، ارجاع مربوط به پیرنیا، در صفحه 102، ارجاع مربوط به دینوری، در صفحه 103 ارجاع مربوط به صفا، سال انتشار ندارند، و در صفحه 89، ارجاع مربوط به رشید یاسمی، در صفحه91، ارجاع مربوط به ودیعی، در صفحه 241 ارجاع مربوط به کامبخشفرد، صفحه ندارند. همچنین در بعضی صفحات ـ مانند صفحه 101 و 240 ـ نویسنده موضوعی را از زبان افرادی چون راولینسون میآورد اما ارجاع آن را ذکر نمیکند. به طور کلی ارجاعات ناتمام و غیر دقیق زیادی در خلال کتاب به چشم میخورد که ذکر همهی آنها موجب اطاله نوشتار میشود.
د. نویسندهی محترم بیشتر ارجاعات را «به نقل از:» منابع تحقیقی جدید آورده است. مثلاً مطلب را از زبان افرادی چون راولینسون، دمرگان، لینتون رالف، لرد کرزن، هرتسفلد، حاج سیاح محلاتی، ابن حوقل، یاقوت حموی و... آورده است اما در پایان به دیگر آثار خود (ص 108) یا نویسندگان متاخری چون پیرنیاء، ایرج افشار سیستانی، حبیبا.. محمودیان، کامبخشفرد، ساکی، راد، و... ارجاع داده است. این شیوهی ارجاع دهی متاسفانه روال عادی بسیاری از ارجاعات کتاب میباشد.
ه. با وجود اینکه نویسنده خود بعضی از منابع را ندیده و اگر از آنها استفادهای کرده به نقل از منابع تحقیقی جدید بوده است ـ و خود در ذکر ارجاعات به این نکته اذعان داشته ـ اما در فهرست منابع و مأخذ بعضی از این نوع کتابها را آورده است. برای مثال میتوان به آثار نویسندگانی چون دمرگان، راولینسون و ابن حوقل اشاره کرد. در صورتی که نویسنده دیگر کتابها را که باز با این روش (به نقل از:) به آنها ارجاع داده است در فهرست منابع و مأخذ ذکر نکرده است و چه بهتر بود که نویسندهی محترم در این مورد روشی یگانه را در پیش میگرفت.
3ـ مؤلف در خلال صفحات 107 و 108 آورده است که والیان پشتکوه خود را از تبار ابوالفضل عباس (ع) میدانستند و سپس مطلبی به این مهمی را به کتاب تاریخ سیاسی اجتماعی کردهای فَیلی در عصر والیان پشتکوه (ایلام) ارجاع داده است. برای این مسأله چند ایراد وارد است: اول این که برای ادعایی چنین انتساب چالشزایی از سمت والیان پشتکوه، لازم است به جای منابع پژوهشی جدید به منابع دست اول استناد کرد؛ چرا که کتاب فوقالذکر همین ادعا را، هر چند با بهرهگیری از چند استدلال عقلپسند نامعتبر دانسته، از یک منبع تحقیقی دیگری نقل کرده است.[12] ثانیاً آقای درخشنده در همین صفحات، جریان تهیه شدن شجرهنامهای برای والیان ـ توسط محمد جعفر نسابه ـ را ذکر میکند و آن را به «مرادیمقدم، 1385: 52) ارجاع میدهد؛ و این در حالی است که این منبع ـ مرادیمقدم ـ نیز برای این مطلب ارجاع مشخصی ندارد و معلوم نیست جریان را از کجا گرفته و نقل مینماید.[13]
4ـ عدم انسجام مباحث مخصوصاً در فصل دوم زیاد دیده میشود. میتوان گفت نداشتن یکپارچگی و انسجام در فصل دوم بیشتر به دلیل به همریختگی روند تاریخی میباشد. مطالب این فصل چون زمانبندی دقیق و سیر زمانی منظمی ندارند، خواننده را دچار سردرگمی مینمایند. طوری که میتوان گفت این مسأله و مشکلات ارجاع و منابع، در مجموع این قسمت را به ضعیفترین فصل کتاب مبدل کردهاند.
5ـ در پارگراف چهارم صفحه 89 مؤلف از هخامنشیان تحت عنوان «دولت هخامنشی» یاد کرده است که درست به نظر نمیرسد و با توجه به امروزی بودن و رواج سیاسی نداشتن مفهوم دولت (State) تا سدهی شانزدهم میلادی،[14] به کار بردن واژه حکومت یا سلسله مناسبتر میباشد.
6ـ در فصل هفتم بهتر بود نویسنده حین معرفی شعرای بنامی چون خانهی داجیوند، غلامرضا ارکوازی، شاکه و خانمنصور اشعاری از آنها را ذکر میکرد تا خواننده ضمن شناسایی با سبک و سیاق شعریشان آشنا گردد.
7ـ بههم ریختگی متن در فصل هشتم کتاب نیز به چشم میخورد. مؤلف هنگام بحث از باورهای مردم استان ایلام مطالب را منظم ارائه نمیدهد. در این قسمت نگارنده در مورد باورهای مردم ایلام هنگام تولد نوزاد، چند پارگراف بیربط به موضوع را میآورد و سپس به اصل موضوع بازگشت میخورد. در صورتی که بهتر آن بود که مؤلف ابتدا همهی باورهای مردم، هنگام تولد نوزاد را ذکر میکرد سپس به پارگرافهای میپرداخت که در مورد باور به شگون و بدشگونی «خواندن خروس بیمحل»، «پا به پرسه بودن»[15] و «چنگال پری» (فسیلهایی به شکل صدف) هستند. (صص 280 ـ281)
8ـ نویسنده میتوانست با توجه به موضوع و عنوان کتاب، از تصاویر بیشتر و حتی تصاویر رنگی استفاده کند تا هم بر گیرایی کتاب افزوده میگشت و هم خواننده با دیدن این تصاویر با سهولت بیشتری مباحث را تجزیه و تحلیل میکرد.
9ـ قسمت منابع و مأخذ کتاب شمارهی صفحه ندارند. یعنی با وجود اینکه کتاب 400 صفحه میباشد، فقط تا 387 شمارهی صفحه نوشته شده است و این شیوه، روال معمول چاپ و انتشار کتاب نمیباشد.
10ـ استفاده از اسناد متعددی که مخصوصاً از دورهی والیان پشتکوه به جا مانده است و همچنین رجوع به کتابهای مانند: سلسلهی والیان لرستان: مقدمهای بر تاریخ سیاسی ایلام و لرستان از شاه عباس صفوی تا برآمدن رضا شاه پهلوی اثر روحالله بهرامی (تهران: حروفیه: دانشگاه لرستان، 1388) و ضربالمثلهای ایلامیان اثر علی محمد سهرابنژاد (ایلام: گویش، 1383) میتوانست بر غنای کتاب بیفزاید.
[1] ـ کارشناس ارشد تاریخ ایران اسلامی از دانشگاه تربیت معلم تهران (خوارزمی) boochani16@gmail.com
[2] ـ چگا آهوان یکی از بزرگترین تپههای باستانی پیش از تاریخ محسوب میگردد. این تپه در سال 1381 به وسیلهی هیأت باستانشناسی دانشگاه آزاد اسلامی به سرپرستی دکتر حبیبالله محمودیان مورد بررسی و شناسایی قرار گرفت. جهت کسب اطلاعات بیشتر ر. ک: حبیبالله محمودیان، فرهنگ و تمدن ایلام، ایلام: انتشارات زاگرو، 1391، فصل چهارم.
[3] ـ آمیه، پیر، تاریخ ایلام، ترجمه: شیرین بیانی، چاپ سوم، تهران: دانشگاه تهران، 1381، ص 17.
[4] ـ ر. ک: احمد بن ابی یعقوب، تاریخ یعقوبی، ترجمه: محمد ابراهیم آیتی، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1356، ج 1، ص 218. و همچنین: گای لسترنج، جغرافیایی تاریخی سرزمینهای خلافت شرقی، ترجمه: محمود عرفان، چاپ ششم، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، 1383، ص 218.
[5] ـ زندهدل، حسن و دستیاران، استان ایلام، تهران: نشر ایرانگردان، 1379، ص 79.
[6] ـ طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری (تاریخ الرسل و الملوک)، ترجمه: ابوالقاسم پاینده، چاپ سوم، تهران: اساطیر، 1368، ج 12، ص 5141.
[7] ـ ابن یعقوب، البلدان، ترجمه: محمد ابراهیم آیتی، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1357، ص 44.
[8] ـ چَمَر ـ همریشه با واژهی چنبر (چمبر) به معنی حلقه و دایره ـ نوعی مراسم سنتی و نمایش تصویری و عینی از آیین مرثیهای و عزاداری محلی است و در قلمرو تعزیه به شمار میآید.
[9] ـ هوره از آوازهای بسیار کهن در غرب فلات ایران مخصوصاً مناطق ایلام، کرمانشاه، کردستان و لرستان است که ضربآهنگی کند دارد و درونمایههای آن را عمدتاً عشق و تغزل و توصیف تشکیل میدهد.
[10] ـ سرودی است به گویش لری که در مناطق لرنشین استان ایلام چون درهشهر و بخشی از نواحی جنوب استان، در مراسم عروسی خوانده میشود.
[11] ـ از ترانههای معروف و قدیمی است که در مناسبات شاد خوانده میشود.
[12] ـ مرادیمقدم، مراد، تاریخ سیاسی اجتماعی کردهای فیلی در عصر والیان پشتکوه (ایلام)، تهران: پرسمان: الماس دانش، 1385، صص 52ـ 53.
[13] ـ همان.
[14] ـ عالم، عبدالرحمن، بنیادهای علم سیاست، چاپ دهم، تهران: نشر نی، 1382، صص 133 ـ 137.
[15] ـ اگر زنی از مراسم «پرسه» یا ختم برگردد نباید در مسیر برگشت، جز منزل خودش، به خانهی کسی دیگر برود. میگویند «پا به پرسه بودن» به منزل کسی رفتن، بدشگون است و ممکن است اتفاق ناگواری برای آن خانواده بیفتد.
