كليات و تعاريفي در باب زبان و گویش[1]
دکتر ایران کلباسی – دکترای زبان شناسی
1
برای اینکه تعریف دقیقی از زبان انسانی انجام بگیرد. من زبان را از سه نظر تعریف میکنم. زبان به معنی اعم آن، زبان از نظر زبانشناسی و زبان از نظر گویششناسی. زبان به معنی اعم آن هر نوع نشانه یا قراردادی است که پیامی را بین افراد یک جامعه منتقل میکند، مثلا بوق اتومبیل، آژیر آمبولانس، چراغ راهنمایی، زنگ اخبار، تابلوی ورود ممنوع، تابلوی توقف ممنوع و حرکات چشم و ابرو و سرو دست و غیره نوعی زبان است. زبان از نظر علم زبانشناسی شامل تعداد محدودی قاعده آوایی، معنایی و دستوری است که همراه تعداد محدودی واژه میتواند بینهایت جمله بسازد و این جملهها از طریق دستگاه گفتار آدمی تولید میشوند و واسطه ارتباط بین افراد میگردد، مثلا در زبان فارسی ما قواعدی داریم که جای فاعل، مفعول و فعل در جمله کجاست، صفت و موصوف و مضاف و مضاف الیه نسبت به هم چگونه قرار میگیرند، یعنی این چیز که به آن میگوئیم دستور، جای حروف اضافه، حروف ربط، قید و غیره کجاست، به این قواعد دستور زبان گفته میشود این قواعد به کمک واژههایی که در زبان فارسی وجود دارد میتواند بینهایت جمله بسازد. ملاحظه میکنید که با این تعریف چگونه کلیه گویشها و لهجهها را هم میتوانیم زبان بنامیم، این تعریف را من برای این گفتم که به محض اینکه بحث زبان و گویش و لهجه می شود، فورا همه میپرسند که آیا مثلا گویش کردی زبان است؟یا لهجه؟ بلوچی زبان است یا لهجه؟ این است که من اینجا تاکید میکنم که طبق این تعریف، ما به همه گویشها میتوانیم زبان بگوئیم و اما زبان از نظر گویش شناسی تعریف دیگری دارد. در یک محدوده سیاسی آن چیزی که ما به آن زبان میگوئیم باید دو ویژگی داشته باشد یکی اینکه زبان رسمی یک مملکت باشد. یعنی قدرت سیاسی داشته باشد، مانند زبان فارسی در ایران، و دیگر اینکه نسبت به زبانها و گویشهای اطراف خود، زبان مادری متفاوت داشته باشد. مانند زبانهای ارمنی، عربی و ترکی در ایران که به ترتیب از زبانهای مادر آرمیتن، سامی و اورال آلتایی گرفته شده اند. در حالیکه زبان فارسی از خانواده زبانهای ایرانی است با توجه به اینکه به دو اصطلاح لهجه و گویش اشاره شد بد نیست، اینجا تعریف مختصری از این دو اصطلاح و نیز اصطلاح گونه زبانی ارائه دهیم. گویشها شاخهای از زبان واحد هستند مثلا فارسی، تاتی، کردی، بلوچی، مازندرانی، گیلکی و ... گویشهای یک زبان ایرانی هستند که من آن را زبان ایرانی نخستین نامیده ام. به انواع هر گویش، لهجه می گویند، برای مثال فارسی دارای لهجههای تهرانی، اصفهانی، شیرازی، کرمانی و غیره است و گیلکی دارای لهجههای رشتی، لاهیجانی، رودسری، آستانه ای و ... و کردی دارای لهجههای مهابادی، سنندجی، کرمانشاهی، ایلامی و غیره هست. گویشها از نظر آوایی، واژگانی و دستوری با هم تفاوتهای بسیاری دارند و فهم آنها نیاز به آموزش دارد ولی لهجههای هر گویش معمولا تنها تفاوتهای آوایی و واژگانی دارد و فهم آنها نیاز به آموزش چندانی ندارد. مثلا یک نفر اصفهانی با یک تهرانی یا شیرازی به راحتی میتواند هم صحبت شود، ولی همین فرد اصفهانی وقتی با گویشور گیلکی یا مازندرانی و یا بلوچی روبرو میشود اگر نخواهد از فارسی که زبان میانجی به حساب می آید استفاده کند دچار مشکل می شود. هر لهجه دارای گونه های زبانی است که وابسته به شغل، تحصیل، سن و جنس گویشور است. مثلا یک مرد اصفهانی تحصیل کرده با یک مرد بیسواد اصفهانی تفاوت لهجه دارد. و یا یک جوان اصفهانی در مقابل افراد مسن لهجه متفاوتی دارد. شغل و جنس نیز در ایجاد گونههای زبانی تاثیر می گذارد. از کارکردهای زبان پرسیدید، کارکرد زبان یعنی نحوه استفاده روزمره از زبان در امور مختلف. مهمترین کارکردهای زبان عبارت است از ایجاد تفاهم و ارتباط، بیان عقیده، ارائه اطلاعات و کسب اطلاعات، حدیث نفس، یعنی فکر کردن و با خود حرف زدن و از دیگر کارکردهای زبان، فرهنگ سازی است به این معنی که از طریق زبان فرهنگ ساخته میشود و به نسلهای آینده منتقل می گردد. اما در سئوالتان از زبانشناسی و کارکردهای آن پرسیدید. زبانشناسی یعنی مطالعه علمی زبان، هر زبان را که طبق قواعد شناخته شده علمی مورد بررسی قرار بدهیم، مطالعه زبان شناختی کرده ایم و کسی که به این نوع مطالعه میپردازد زبان شناس نام دارد. کارکردهای علم زبان شناسی و اهداف آن عبارت است از توصیف زبان و نوشتن دستور زبان، مقایسه زبانها، طبقهبندی زبانها، بررسی و شناخت وضعیت گذشته زبانها، بررسی لهجهها و گویشها، آموزش زبان، فرهنگ نگاری بررسی زبان از نظر تولید و دریافت از طریق اندامهای گفتاری و دستگاه شنیداری و مطالعات صوت شناسی فیزیکی یا آکوستیکی. بد نیست اینجا اضافه کنم که گویش شناسی بخشی از زبان شناسی است که به مطالعه و بررسی گویشها می پردازد.
2
اشتباهی که غالب افراد انجام میدهند این است که گویشهای موجود ایرانی را گویشهای زبان فارسی می دانند. در صورتی که گویشهای ایرانی شاخههایی از زبان فارسی نیستند، گویشها و زبانفارسی از یک زبان واحد که همان زبان ایرانی نخستین است منشعب شده اند. بنابراین این اشتباه است که بگوئیم گویشهای زبان فارسی یعنی اگر ما یک زبان ایرانی نخستین در نظر بگیریم زبان فارسی کنار گویشها قرار میگیرد نه اینکه گویشها منشعب شوند از زبان فارسی، تصور کنید چندین هزار سال پیش وقتی آریائیها از روسیه بطرف جنوب سرازیر شدند بخشی به هند و بخشی به ایران آمدند آنهایی که به ایران آمدند در ابتدا زبان واحدی داشتند که همان زبان ایرانی نخستین است این زبان بعدها به شاخههای متفاوتی تقسیم شد یکی از این شاخهها زبانفارسی نامیده شد، و سایر گویشهای ایرانی شاخههای دیگر این زبان واحد هستند بنابراین نباید گویشها را شاخهای از زبان فارسی بدانیم تعریف زبان و گویش و لهجه را قبلا بیان کردم کردی یک گویش ایرانی است و ترکی یکی از زبانهایی است که در ایران بکار میرود، چون از زبان مادری متفاوت است. گویشها از نظر آوایی، واژگانی و ساختاری استقلال دارند ولی چون همراه با زبان فارسی از زبان مادری واحدی منشعب شده اند مسلما شباهتهایی با هم دارند.
3
زبانها برای زنده ماندن نیازی به این ندارند که با زبانهای دیگر برخورد داشته باشند. هر زبانی تا زمانیکه گویشور دارد زنده است. و وقتی که گویشوران خود را از دست میدهد مرگ آن زبان فرا میرسد. اتفاقا برخورد زبانها بصورت بیرویه و حساب نشده ممکن است زبانی را از بین ببرد. در برخورد زبانها با هم سه اتفاق ممکن است رخ دهد یکی اینکه زبان غالب زبان مغلوب را از بین ببرد. مانند جایگزینی زبان ترکی با زبان قدیمی ایرانی در آذربایجان یا جایگزینی زبان عربی با زبان قبطی در مصر، یا زبان عربی با زبانهای بابلی، آشوری و اکدی در بین النهرین. به هر حال وقتی که زبان غالب اثر می گذارد این نوع اولش است و یا ترکی با زبان یونانی و بیزانس یعنی ترکی فعلی، که ترکها حمله کردند به بیزانس، زبان یونانی را از بین بردند و زبان ترکی فعلی در آنجا باقی ماند، دیگر آنکه زبان مغلوب زبان غالب را از بین ببرد مانند برخورد زبان عربی با زبان فارسی پس از اسلام که زبان فارسی باقی ماند و زبان عربی را کنار زد، و دیگر اینکه دو زبان در کنار هم باقی بمانند و کاربرد هم زمان با هم داشته باشند مثل زبان انگلیسی و فرانسه در کبک کانادا و یا کاربرد هم زمان دو زبان انگلیسی و ایرلندی در ایرلند.
[1] - این نوشته گزیده ای است از مصاحبه ی مفصلی با او که می توان در نشانی زیر آن را مطالعه کرد .
http://www.ilam.medu.ir/IranEduThms/theme2/cntntpge.php?pgid=31&rcid=34
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|