انتشارات زانا در مدت فعالیت اندک خود موفق شده است آثار زیر را عمدتا در حوزهی شعر و ادب کردی آمادهی چاپ کند:
اشاره: سعید عبادتیان شاعر نامآشنای ساکن گیلانغرب، برشی از شعر«مانشت»شان را برایمان فرستاده، و در پایان اضافه کرده است:« قسمتی از مثنوی بلند مانشت را به شما مانشت نشینان سر افراز تقدیم میکنم». ما ضمن تشکربسیار از لطف ایشان و شعری که تقدیم کرده اند، و نیز به خاطر گشودن باب دوستی و ارتباط بیشتر، انتظار داریم سعید عبادتیان گاهگاه ما را با شعرهایشان بنوازند.
«مانشت»
مانشت دهس کی بنیادد بهنی
کام وا، کام واران بنا راد ژهنی
مانشت! زاڵ زهڕ، وامنهێ ساڵان
پیر پرچ چهرمی باوگ ئهبدالان
تا ت گهورا بۊد وساید وه پاوه
بنچینهی بهشهر هزار تووک داوه
خهم خوراواێ خان مهسۊر دیری
توژاڵهی له زام دنیای دۊر دیری
زه رهێ شاپهروهر ها واراندهو
ها وه تهمه لۊل وههاراندهو
ها چۊزهێ نهوڕهس قهی داراندهو
ها وه سوسهن گوڵ نساراندهو...
شاهمرادیان و برگردان شعرهای نصرت الله مسعودی
اشاره: از آقای نصرت الله مسعودی، شاعر نام آشنای لرستان و کشور، پیش از این شعرهایی ترجمه، و در این وبلاگ درج شده بود. این بار شعرهای او را فرهاد شاهمرادیان به کردی ایلامی ترجمه کرده است. این که شاعر مطرحی چون آقای مسعودی دوست دارد شعرش به کردی ترجمه شود و این که باز شاعر مطرحی چون آقای فرهاد شاهمرادیان به ترجمهی این شعرها همت گماشته، نشان از تعاملی سازنده و امیدوارکننده دارد که در بین شاعران کشور جریان دارد و این که نگاهی نو و فرخنده به فرهنگها و زبانهای محلی و منطقهای درحال شکلگیری است. مضافاً این که کردی ایلامی قابلیتهای خاص، و جایگاه درخور خود را تا حد زیادی پیدا نموده است. تلاش این عزیزان را ارج مینهیم و مخاطبان این وبلاگ را که خوشبختانه کم هم نیستند مهمان این خوان گسترده میکنیم.
جلیل آهنگرنژاد چند سوال از من پرسیده بود و من پاسخ هایی به آن ها داده بودم. این گفت و گوی مجازی در سایت بلوط و روزنامه ی صدای آزادی منعکس شده است. دوستان و علاقه مندان را به دقت در این گفت و گو و در صورت امکان اعلام نظر دعوت می کنم.
نعمتالله داودیان از شاعران پیشکسوت ایلام است که کمتر خود را به شاعری شهره کرده است و بیشتر برای دل خود میگوید. او هم شعر فارسی را خوب میگوید و هم شعر کردی را؛ که توجهش به شعر کردی اخیراً فزونی یافته است. حیفمان آمد قدر این "نعمت" را ندانیم و از لذت شعرهایش بیبهره باشیم . غزل زیر را از او با هم میخوانیم:
رهنگ و ریشهێ وه هاری ناشت ئهر ئمرێ وه سهر بردم
وهارم چگ ده ناکامهو، منیشه جۊر گوڵ مردم
اشاره: نورالدین رحیمی ِ ملکشاهی کمتر به شاعری معروف است و شهرتش در ایلام بیشتربه خاطرفعالیتها و مشارکتهای اجتماعی و سیاسی است؛ حال آنکه من معتقدم برجستهترین وجه او، شعر اوست و خوشبختانه ...
اشاره : یکی از علاقهمندان به زبان و ادب کردی ایلام، چند سوال از طریق ایمیل از من پرسیده بود و درخواست داشت به آن پرسشها پاسخ دهم. من هم پاسخی شتابناک به آن پرسشها دادم. از آن جا که فکر میکنم این پرسش و پاسخ ممکن است به کار دانش آموزان و دانشجویان و سایرعلاقه مندان به زبان وادب کردی بیاید ، متن مصاحبه ی مکتوب را در این جا هم منعکس می کنم .
به اطلاع عموم علاقمندان به زبان و ادبیات فارسی می رساند :
در تاریخ ۲۹/۲/۱۳۸۹ جلسه ای با حضور شاعر، نویسنده و منتقد برجسته ی کشور، جناب استاد عبدالجبار کاکایی، در باشگاه فرهنگیان ایلام ساعت ۴ عصر
با عنوان سال های تاکنون برگزار خواهد شد.
موضوع جلسه: بررسی جریان های شعری در دو دهه ی اخیر
بدین وسیله از عموم علاقمندان عزیز به ویژه اعضای انجمن علمی - آموزشی معلمان زبان و ادبیات فارسی استان ایلام جهت شرکت در این همایش ادبی دعوت می شود
-------------------------------------------------------------
توضیح:
دوستان و علاقه مندان به برگزاری برنامه های ادبی مرتبا پرسش می کنند که چرا همایش سال های تاکنون برگزار نشد . به اطلاع این دوستان می رساند یک روز قبل از برگزاری همایش مسئولان آموزش و پرورش ایلام خواهان لغو همایش شدند . مذاکرات و رایزنی های ما به نتیجه نرسید و نهایتا با حکم قاطع مدیرکل آموزش و پرورش ایلام ناچار به لغو همایش شدیم . بدین وسیله از عزیزانی که با درهای بسته مواجه شدند پوزش می خواهیم .
بعد از بازنشستگی پیش از موعدم که به تقاضای خودم صورت گرفت به دنبال کاری برای گذران اوقات فراغت بودم و حس می کردم کاری که با کتاب سروکار داشته باشد برایم مناسب تر است به این خاطر تقاضای تاسیس موسسه نشر و چاپ کتاب دادم که بالاخره بعد از مدت ها مجوز انتشاراتی مورد تقاضای من با نام " زانا" صادر شد و من هم به سلک ناشران درآمدم . من قبلا از ناشران گلایه می کردم که چرا با نگاه تجاری به کتاب نگاه می کنند. امیدوارم خودم این نگاه را به کتاب نداشته باشم و بتوانم در خدمت مولفان و صاحبان قلم به ویژه کوشندگان در عرصه ی زبان و ادب کردی و دوستان شاعر و نویسنده ام باشم . چاپخانه ها از سهم خود نمی گذرند اما من می توانم تا حدی از سهم خودم بگذرم و آثارشان را چنان چه مایل بودند ویرایش کنم و با کیفیت بهتری ارائه کنم . در کنار کارهای مربوط به چاپ کتاب به ویرایش آثار نیز کمافی السابق مشغول خواهم بود و ازمشاوره های فکری و فرهنگی نیز دریغ نخواهم کرد .
نشانی من : ایلام - خ آیت الله حیدری - شادآباد - ابتدای خ ابوذر غفاری - پاساژ گل محمدی - انتشارات زانا. تلفن : ۰۹۱۸۳۴۱۲۴۵۴
نشانی الکترونیکی :
zaanaapub@yahoo.com
ظاهر سارايي
بيلا واێ شهماڵ عهبير شهن بكهێ
بيلا گوڵباخي خهنهخهن بكهێ
نهورووز يانێ جميان سروهي واي شهماڵ ده نشات دڵهيل وههاري. رووژێگێ ژهنگ شهوار و رهنگ كۊهنهي ده گيان و دڵ لاچووگ و ورشهو پرشه نيشێگهو رۊ وڵات و خوهر ده ئاسوو بهختهوهري و پيرووزي ئهڵاێگ و وهفريل داچهكن و گوڵهيل وشكن و پهپرووكهيل چهم وه رووژناي رووژهيل وههاري ئهڵاڵن و دار و دغا لهش ده خوهروهيشت سناو دهن و مهلۊچگهيل، ئهورێشم دهنگيان ده پهل دارهيل داڕشنن و دێو زقوم و زليمهت چۊ شهوكوورهك چهم ده ليسك خوهر نۊقنێگ و ده ئشكهفت نامهردي هشارهو دوو.
ده قوڕن دڵ و قۊلي گيان، ئێ عهێد عهزيز ئاريائييه وه گيشت دووسهيل و براێل و خوهيشكهيل هامرێ و هامدهنگ تهبريك ئۊشم و پيرووزبائيي گهرم خوهم ئاراستهي وجووديان كهم .
نهورووزتان پيرووز
ترجمه : حبيبالله بخشوده
اشاره:
نصرتالله مسعودی سه روز مانده به کودتای سال 32 درشهر خرمآباد متولد شدهاست. اولین سرودهی به چاپرسیدهی او این دوبیتی است : « شب وُ روزُم غمی بردل زنه چنگ / همی نالُم ازاین چرخ بد آهنگ/نمیاد اشکم از دیده خدایا / گمونُم اشک هم داره سر جنگ/ که درسن پانزده – شانزده سالگی در مجلهی جوانان به چاپ رسید. بعد از این، او به شکل پراکنده شعرهایی را دربرخی نشریات به چاپ رساند. کسانی که به شکل حرفهاي خوانندهی شعراند، به احتمال زیاد با کارهای اودر نشریات ادبی آشنایی دارند. ازمسعودی در سایتهای معتبر ادبی تا کنون بیش از نود شعر، و همچنین تعدادی نقد و مقاله منتشر شدهاست. اولین کتاب او «به لهجهی برگ به بام آبان» کتاب برگزیدهی « پکا » (اتحادیهي پخش کتاب ایران) درسال 77 بود. کتاب دوم و سوم او « کی برمیگردی پارمیدا » و کتاب « شمایلگردان» در جشنوارههای منطقهاي و سراسری کتابهای برگزیدهی جشنوارهي "ایوار" بودند. بجز کتابهایی که ذکرشان رفت، از این شاعر، که بازیگر و کارگردان تئاتر هم هست و گاه در فیلمهای سینمایی و تلویزیونی در گوشه و کنار کادری پیدایش میشود، کتابهای:« بوی دست حوّا »، « چقدر شبیه هماند این دوستت دارمها »، « وما همچنان ترانه خواندیم» ( این کتاب گزینهاي است از کارهای مسعودی ونسرین جافری)، و نیز دو نمایشنامه با نامهای: « صدای سیمره » و « وقتی که گیاهها گریه میکنند » به چاپ رسیده است.
ظاهر سارایی
«گهرمهشين» عنوان مجموعه شعر كردي كلهري/جنوبي آقاي علي الفتي است. او ازشاعران بسيار خوب كرديگوي استان كرمانشاه است . الفتي و شاعران باغيرتي همچون سعيد عبادتيان، رضا موزوني ، جليل آهنگرنژاد و ديگراني كه اكنون نامشان را در خاطر ندارم، آتشكدهي شعر كردي جنوبي را در كرمانشاه بزرگ فروزان نگاه داشتهاند. اين حلقه، علاوه بر شعر كردي درشعر فارسي نيز توانا هستند و آثار ارزشمندي به آن زبان دارند كه از اين ميان مي توان به مجموعه شعر "هواي هرات " علي الفتي اشاره كرد.
شعر كردي جنوبي شاخههايي دارد كه
كارنامهي كُردي ابوالقاسم لاهوتي
ابوالقاسم لاهوتي ،فرزند الهامي ، در روز 19 مهرماه 1266ش.( 1305 هـ.ق و 12اكتبر 1887. م) در كرمانشاه به دنيا آمد . پدر وپسر هردو شاعر و آزاديخواه بودند. درشانزده سالگي به كمك مالي يكي از دوستان خانواده براي ادامهي تحصيل به تهران آمد و دو سال بعد، نخستين غزلش كه لحن سلحشوري وآزاديخواهي داشت در روزنامهي حبلالمتين كلكته انتشار چاپ شد .
لاهوتي در سال 1323ق ( 1284 ش ) در تهران، شبنامه و اوراق سياسي پخش ميكرد و در انقلاب مشروطهخواهي در صف فدائيان آزادي قرارداشت .
در محرم سال 1330ق ( 1290ش) كه ناصرالملك جمعي از آزاديخواهان را به قم تبعيد كرد ، لاهوتي با درجهي ياوري رئيس قسمت ژاندارمري قم بود و در آن جا به گناه خرابكاري در ژاندارمري ، محكوم به اعدام شد و به خاك عثماني گريخت و چندي در مدرسهي ايرانيان استانبول درس فارسي ميداد و روزگاري پريشان داشت .
نخستين اشعار لاهوتي درروزنامههاي آن عهد ، ازجمله حبلالمتين و ايران نو منتشر گرديد .وي در دو سال اول جنگ بين الملل اول، روزنامهي بيستون را در كرمانشاه انتشار ميداد اما پس از شكست مؤتلفين ، بار ديگر به تركيه رفت و در استانبول مجلهي ادبي پارس را داير كرد ...
یاد یار مهربان
شاعر و همكار ارجمند ِ هليلاني ِ اينك رخت اقامت در همدان افكنده ، يعني فرخ شهبازي متخلص به "شهرياركُرد" مجموعه شعري منتشر كرده ، به نام "فصل سفر گم شده " كه شعرهاي فارسي او را در بردارد. فرخ شهبازي ، پنج غزل ازغزلهاي اين مجموعه را به من تقديم كرده ، و ازاين جهت بنده را مرهون الطاف خود كرده است ؛ چرا كه من و او بيش از يكي دو بار همديگررا نديده ايم، هرچند كه پيام گزاري هايي با هم داشتهايم . مي دانستم كه او روحيهاي حساس دارد و اهل راستي و پاكي و شيفتهي زبان و فرهنگ كُردي است و اين كه تبارش به ايل داجيوند ميرسد، همان ايل لك زباني كه " خانه " شاعر بزرگمان از آن جا برخاسته است . دوستان ،كتابش را به من رساندند و شايسته ديدم كه به رسم يادگار و به نشان سپاسگزاري از لطفي كه چشمداشتي به آن نداشتم ، به معرفي كتاب و درج يكي از شعرهاي لكياش بپردازم .
هايكوهاي كردي حبيب الله بخشوده
حبيبالله بخشوده ،شناختهتر از آن است كه در بارهاش بنويسم اما حيفم آمد اشارهاي به شعرهاي تازهي او نكنم . حبيب در زمينهي سرايش يا هايكوي فارسي خيلي وقت است كه كاركرده و نمونههاي موفقي ارائه نموده است كه در نشريات كشور به چاپ رسيدهاند و حتي يكي از طرح هايش در كتاب " سخن شيرين پارسي " كه درس نامهي درس فارسي عمومي دانشگاه هاست ، آمده ، و آن ، اين شعراست:
الگويي براي شعر آزاد كردي
zahersaraei@gmail.com
هم سن و سالهاي ما وحتي كوچكترها به ياد ميآورند كه درايام بي غمي كودكي ، بازي "هلووره ملووره " چه اندازه طربناك بود . اين بازي قرينهي كردي بازي " هاچين وواچين " فارسي است . بازياي كه بچهها پايشان را به رديف و در كنارهم دراز مي كنند و پايي كه اشارهي به آن با آخرين هجاي شعر همزمان ميشود، بايد جمع شود و اين بازي تا زماني كه تنها يك پاي دراز شده باقي بماند، ادامه مي يابد و آن يك پاي باقيمانده هم ماجرايي دارد كه بماند . غرضم از اين مقدمه يادآوري و آموزش اين
گلايه و تكذيب
چند وقتي است نام خود را در پاي بيانيه هايي مي بينم كه نه آن ها را خوانده ام و نه كسي از من در باب آن ها نظري خواسته است و تنها با جستجو در اينترنت و يا از طريق دوستان از مندرجاتشان آگاه مي شوم . لذا ضمن تكذيب تمام اين موارد ،و گلايه از رعايت نكردن اخلاق حرفه اي توسط آن افراد ، اعلام مي دارم اگر لازم باشد مطلبي عنوان كنم از طريق همين وبلاگ صورت خواهد گرفت.
اشاره : شعر زير را آقاي سيد آرمان حسيني آبباريكي دانشجوي كارشناسي ارشد دانشگاه اهواز برايمان ارسال كرده است . شعري به كردي كرماشاني و در حال وهوايي نوستالژيك و تاسف و تأثري بر پيشينهي باشكوه .
سید آرمان حسینی آبباریکی
«ئالای دیدهبان»
له کاروان شعر و مووسیقی
گهرد ِ ئێحساس ههڵسیا
کهلیمه له پێش ههیاهوو کهێد
سميه مهري يكي از شاعران جوان انجمن كردي هاناي ايلام است . او هنوز در آغاز راه است و تا قلههاي شعر راهي دراز در پيش دارد . با اين وصف شعر زير به خاطر طراوت و تازگي و عاطفهي قوي و ساخت سهل و ممتنعش توانسته راهي به وبلاگ تخصصي شعر و زبان كردي جنوبي يعني ايلام آسو بيابد . طبعش را تحسين مي كنيم و چشم به راه شكفتن بيشترش هستيم .
سهونزه
سهونزه[1] گرتگه دووسێ ، سهونزه كهفتگه كووسێ [2]
شهماڵ[3] خڕ خوهێ ده دهورێ[4]، شهماڵ چێشتێ ها پووسێ
سهونزه سهونز كرد ئهو وهرێ[5] ، شهماڵ چگ فام ِ سهرێ
ئهۊ قلاس ، دز ِ زهڕه[6] ، ياي [7] منێ وه گهوههرێ
شهماڵ پێچێ وه پاێاو ، چزێ دا وه گووناێاو[8]
نهخشێ ، شرينه دامێ [9]، شهماڵ يهكێ وه لاێاو
شه مال دێوانه واره ، دڵێ برد ئهو نازاره
كلوانگێ[10] برد ئهڕاێ ، سهونزه دهزۊران[11] داره
شهماڵ منێ وه ئهورێ ، وه سهر هاتگه سهورێ [12]
تواێ[13] زۊتر بوهێگهێ ، ونه خوهێ خهێگه ههورێ [14]
چگ و دهس خس ئهو دهسێ ، نووڕس وه چيهم ِ مهسێ
شهماڵ سۊر ِ سهونزه برد ، سهونزه بۊ وه كول كهسێ
ههفت چگا ئهولاتر ههفت چگا ئهولاتر ههفت چگا ئهولا كهرۊه بخهفم عه ترێ ده گيرفانتان جامهكێ ده دهستان بوو تاڵێ خوهر ده گيستان بڕشێ مانگ ده تێوڵتان ئهڵاێ كهنيامه ده ههفت چگا ئهولاتر خڕم دانه ليژماو كرياگه نوقره ڕشيامهساو خوهم جامهك چهم دهم چهقانگه ههفت چگا ئهولاتر ههفت چگا ئهولا كۊه ئهڵسامه ك نهمرم چه م ده م چه قانگه هه فت چگا ئاو لاتر هه فت چگا ئه و لا كويه ئه لسامه ك نه مرم *** معني برخي از لغات - چگا : تپه - جامه ك : آيينه - كه ر يوه : خرگوش - گير فانتان : جيبتان
برگردان متن كتاب " ارداويراف نامه " به زبان كردي جنوبي
(قسمت آخر)
بهش 33
سرووش پاك و ئيزهد ئاگر دهسم گرتن و بردنهم ئهو بان ِ كۊهي دائيتي ده ژێر ِ پێڵ چينوهد ده نام ِ بێاوان . ده نام ِ ئهو بێاوانه ده ژێر ِ پێڵ ِچينوهد دووزهخ نيشانم دان .
ئههريمهن و دێوهێل و دێو ِ دروو[1] و دێوهێل ِ تر و ئهرواێ گهنهكارهێل فرهێ داورهۊنهو چنهو بهزهيخوازي[2] دكردن و دڵاڵكيان [3] ده دهنگێان چمان[4] ههفت كشوهر دلهرزيا .
ئێقه ده ئهو قيڕه و لاڵكيان و بهزهيخوازيه ترسيام ، ده سرووش پاك و ئيزهدئاگر خواسم نهوهنهمه ئوورهو ئهڵگهرديمنوه .[5]
وتنهم : مهترس و زيهڵگت نهچوو ، دهێره ئهنێش ئهو خاترت نيهنيشێ [6].
برگردان متن كتاب " ارداويراف نامه " به زبان كردي جنوبي
(قسمت ۴)
بهش 14
ئێگل سرووش پاك و ئيزهد ئاگر دهسم گرتن و چگيمه جيێگاو .
ئهو جييه چنهو سهرد و هشك و گهنياگۊ ك ِ تا ئهومه[1] ده دنيا نه ديۊم و نه ئهژنهفتۊم .[2]
چۊن چگماو بانتر ، دووزهخ ديم ، دمناسه [3]چاێ قۊل[4] ِ تهنگ و سيهمناكێ .
تيهريكي دووزهخ چنهو بۊ گ ِ دهس بوهيت و تيهريگي بگريت [5]، ئوو چنهو گهنۊ ك ِ واێ ئهر بێا ده لۊت ههر كهس ، دياته لايا [6]و دلهرزي و دكهفت .
چنهو تيهريكۊ ك ههر كهس نيهزانس ههسهێ يا نه .
هه ركه فِكِر كهێ : م تهنيام .
هاليم [7] سێ شهو و رووژ دهێ نهۊه ئۊشێ : يه نوو هزار ساڵه گيريامه و هامه دووزهخ .
برگردان متن كتاب " ارداويراف نامه " به زبان كردي جنوبي
(قسمت ۳)
بهش 7
ده دوێم گام ، چگمه ئاسمان ِ مانگ . ئهوره گ ِ وتار نێك ، مێمان بۊ ، ئوو گهل گهپێ ده پاكان دهورهۊه .
پرسيم : ئێره كووه و يانه ئهرواێ كيين ؟
سرووش پاك و ئيزهد ئاگر وتن : ئێره ئاسمان ِ مانگهو يانه ئهرواێ ئهوانهن گ ده دنيا زكر نهكردن و سروود گاهاني نهخوهنسن ؛ ئهمان وه خاتر سواوهێل ِتر هانه ئێره .
ئهوانه چۊ مانگ ورشهێان ديات .
بهش 8
گام ِ تر ئهڵگرتم و چگمه خوهرئاسمان [1]. ئهوره گ كردار نێك ، مێمان بۊ .
ئهوره وهێ دوتن ، دنياێ بهرزهبانان
برگردان متن كتاب " ارداويراف نامه " به زبان كردي جنوبي
(قسمت ۲)
بهش 3
ئهرواێ[1] ويراف ده گيان دهرچگ و چگه تك كۊهي " دائيتي[2] ، چينوهد پێڵ " [3].
شهو ِ رووژ ههفتم ئهرواێ هاتهو دۊما و دهميا[4] ده گيانێ.
ويراف ، خوهش و خوڕهم ، وه ئهنديشهێ نێك ، ئهڵسا ؛ جوور كهسێ گ ِ ده خاو ِ خوهشێ ئه ڵساۊ .
خوهيشكهيل و مووبهدهيل و مهزدا پرسهێل ، وهختێ ويراف دين خوهشاڵاو بۊن .
وتن : خوهش هاتي و درس هاتي ده شار مردگهێل وه شار ِ زنگهێل ، ئهێ ويراف ، ئهي ههواڵبهر [5] ئيمه مهزدا پرهسهێل .
موبهدهيل و موغهێل ، ] وه نيشانهێ ئێحترام [ ده وراێوهر ويراف چهميان[6] ؛ ئێگل ويرافيش چگه پێشوازێان ،ئهۊيش چهمي و وت : سلام " ئوورمهزد " و " ئيزهدهێل "[7] و سڵام زهرتوشت پاك سپيتمان[8] و سرووش[9] پاك و ئيزهدئاگر [10] مهزداپرسهێل و سڵام پاكهێل و ئهروايل بههيشتي وه ئۊه .
مووبهد
برگردان متن كتاب " ارداويراف نامه " به زبان كردي جنوبي
(قسمت ۱)
zahersaraei@gmail.com
اشاره :
ارداويراف نامه عنوان كتابي است از نوشتههاي دورهي آغازين ساساني كه در بردارندهي سفر روحاني " ارداويراف " به بهشت و دوزخ ، و شرح مشاهداتش مي باشد . ارداويراف مرد پاك و پرهيزگاري است كه پيشوايان و موبدان دين زردتشتي او را برگزيدند كه سيري در جهان ديگر كند و از روان درگذشتگان آگاهي به دست آورد و در دسترس هم كيشان خود قرار دهد . اين سير معنوي در پيشگاه پيشوايان دين ، بر در آتشكدهي " آذر فرن بغ " آغاز گرديد . ويراف كه به گفتهي موبدان در تمام عمر خود گناهي نكرده بود و به حكم قرعه براي اين سير انتخاب شده بود ، پس از شستن سرو و تن و پوشيدن جامهي نو و خوردن خورش ، بر بستر پاك آرميد و روان درگذشتگان را ياد كرد سه جام منگ ( نوعي نوشابه ي مخدر ) گشتاسبي از پيشوايان دين گرفت و نوشيد و باژ گفت و به خواب رفت و مدت هفت شبانهروز به همراهي دو فرشته طبقات بهشت و دوزخ را بازديد كرد و پاداشي كه از هر كار نيك به نيكوكاران و بادافراهي كه از هر گناه به گناهكاران داده ميشد ، مشاهده كرد و سپس به پيشگاه اورمزد پذيرفته شد و پيام او را براي همكيشان خود شنيد و روز هفتم به اين جهان بازگشت و پس از خوردن خوراك ، دبيري دانا وفرزانه را فراخواند تا مشاهدات خود را بنگارد . مجموع اين نوشته به نام ارداويرافنامه خوانده شد .
محققان زمان تاليف ارداويرافنامه ي موجود را بين سدهي سوم تا هفتم هجري حدس مي زنند . اين متن ، به خط و زبان پهلوي است كه آقاي دكتر رحيم عفيفي به فارسي امروز و با التزام به سره نويسي و استفاده از ريشهي كلمات پارسي ِ به كار رفته در متن اصلي ، ترجمه و شرح كردهاست .[1]
از ديرباز معراجنامهها و نومنامههايي وجود داشته كه در آن كساني شرح سفر روحاني خود را به ديگر سو بيان نمودهاند كه
- عفيفي ، رحيم ، ارداويراف نامه، ۱۳۷۲ ، توس ، چاپ دوم ، تهران .[1]
استاد حسن صلاح سوران از چهره هاي برجسته در حوزه ي زبان و ادب كردي چهارشنبه 26 شهريور ماه در منزل مسكوني اش در كرج درگذشت . استاد ، در سال 1320 /1941در روستاي فيض الله بگ بوكان متولد شد و تحصيلات تكميلي اش را در دانشگاه هاي انگلستان ادامه داد . كارنامه ي علمي – ادبي او مشتمل است بر حداقل ده جلد كتاب در باره ي زبان ، ادب و تاريخ كرد به خصوص زادگاهش بوكان . علاوه بر آن مقالات متعددي از اودر سايت هاي مختلف اينترنتي منتشر شده است . استاد صلاح سوران در دانشگاه هاي مختلف ايران و از جمله تهران و اصفهان به تدريس زبان و ادبيات كردي مشغول بود .
آن چه باعث شد يادداشتي در مرگش بنويسم خاطره اي است كه از او دارم . استاد اواخر تابستان يا اوايل پاييز سال 86 همراه با همسر گرامي و عزيزي ديگر ، صرفا جهت ديدار از ايلام و آشنايي بيشتر با چهره هاي فرهنگي استان به ايلام تشريف آورده بودند . مناعت طبعش مانع از آن شده بود كه افتخار ميزباني را به ما بدهد ولذا در باشگاه فرهنگيان ايلام سوئيتي رزرو كرده بود . ايشان به من زنگ زدند و من كه تنها نام و آوازه ي ايشان را شنيده بودم مشتاقانه به ديدارشان شتافتم . پخته مردي متواضع و فرهيخته و سرخ چهره در را به رويم گشود و در اندك زماني خودماني شديم . به اصرار من دعوت شامم را پذيرفت و قبل از آن مناظرطبيعي و محلات و جاهاي ديدني را به اوو همراهانش نشان دادم . ازديدن مناظر طبيعي و جنگل هاي اطراف شهرايلام به وجد آمده بود و البته نمي توانست تاسف خودش را از بافت شهري و فقري كه مشاهده كرده بود از ما پنهان كند . شب را تا ديروقت در خدمتش بوديم . يك دو روز ديگر ميهمان ايلام بود و عزيزان ديگري ميزبانش بودند . استاد پس از آن همواره با تلفن و ايميل و پيامك ما را مي نواخت .
اينك آن بزرگمرد در ميان ما نيست و به آسمان ها پركشيده است . ياد و خاطره اش را گرامي مي داريم و فر و فرهنگ و تواضع و اخلاق نيكويش را مي ستاييم و به پاس كوشش هايي كه براي زبان وادب كردي داشته ، به او درود مي فرستيم و فاتحه اي نثارروحش مي كنيم .
شاكه و خان مهسۊر
"شاكه " و " خان مه سۊر / منصور " نام دو تن از شاعران بزرگ و كردي سراي استان ايلام است كه چون شير و شكر به هم آميختهاند و معجوني مفرح و شگفت ساخته اند ؛ به گونهای که نمي توان از هم جدايشان كرد .
همسرايي شاعران پيشين اين ديار منحصر به اين دو نبوده است ؛ "تركه" و نجف " تالي اين دواند و خبرهايي از همسرايي شاعران ديگر نیز به ما رسيده است ، از آن جمله شعري در دست است كه در طي آن چهار شاعر نام آور يعني : تركه و نجف و "خانه " و "نوره" در موضوع واحدي مشتركاً يه شكرافشاني پرداختهاند .به هر حال عهد عجيبي بوده كه شاعران هم عهد برخلاف امروز ، با ديگر شاعران دوست و قرين و همسرا بود اند و به يك ديگر عشق مي ورزيده و وفاداري ميكرده اند .
http://www.balout.ir/literature_kord/000084.php
http://ilamasu.blogfa.com/post-48.aspx
http://www.westluristan.com/articles/535.html
هفته نامه ی سیمره چاپ کوهدشت لرستان عین مطلبم را در نشریه و سایت خود چاپ کرد :
http://www.seymare.com/?m=138712
چاپ این مقاله در سیمره با واکنش عجیب شخصی به نام عیسی قائد رحمتی مواجه شد و مطلبی به عنوان نقد با ادبیاتی خاص در سایت زیر درج نمود :
http://www.loor.ir/News.asp?nid=1252&ln=fa
این جانب نیز در پاسخ به این مطلب جوابیه ای نوشتم که در نشانی های زیر قابل دسترسی است :
http://ghome-lor.blogfa.com/post-34.aspx
http://www.loor.ir/News.asp?nid=1270&ln=fa
حال قضاوت را به عهده ی خوانندگان عزیز می گذارم .
یا لطیف
بیانیهی هنرمندان و اهل قلم استان ایلام در حمایت از نامزدی مهندس میرحسین موسوی در انتخابات دهمین دورهی ریاست جمهوری
ما ایرانیان به عنوان ملتی فرهنگ مدار ، هنرپرور ، و ادب دوست در طول تاریخ شناخته شده ایم و این وجه غالبترین مشخصهی ملت ایران بوده است . شالودهی فکر و فرهنگ و هنر ایرانی بر اساس دو عنصر اسلام و ملیت ایرانی استوار است . این دو عنصر توانسته هویت ملی – اسلامی ایرانیان را شکل
اشاره :
کردی رایج در دهلران و آبدانان و زرین آباد ، شاخه ای فرعی است از کردی جنوبی که ویژگی های خاص خود را دارد . این گویش آخرین مرز زبان کردی در جنوب نواحی کرد نشین ایران محسوب می شود . شاعران این حوزه از زبان کردی در سال های اخیر تلاش های فراوانی در راه احیا و رونق این زبان مبذول داشته اند که کیومرث مرادی ، از آن جمله است . در زیر مثنوی - غزلی از کیومرث مرادی تقدیم علاقه مندان می شود . کیومرث مرادی شاعری است که هم شعرفارسی را خیلی خوب می گوید و هم در شعر کردی تواناست . طبعش روان و ضمیرش زلال است . ممکن است خواننده در ابتدا علاوه بر غرابت زبانی به واسطه ی تازگی طرح شعر ، مضامین نو ، استعاره و تشیبهات تازه ای که در آن وجود دارد اندکی با مشکل مواجه شود لذا اندکی شکیبایی استفاده از شرح واژگان ، و خوانش دو یا چند باره ی شعر لازم است، آن وقت خواهد دید که با شعر لطیف و عمیقی روبه رو هستید.
لێوه مۆیهکه ، کافر مۆیهکه
زهړهێ زخاڵ و پړووشهێ[1] تهشم [2]
نهڤه[3] تو خوهشاڵ ، نه ڤه خوهم خوهشم
نه هووشم ڤهرێ[4] چهوهێل مهسێ
نه لهرزێ دڵم وه عشق ِ کهسێ
اشاره : سعید عبادتیان از بزرگان شعر کردی جنوبی و برخاسته از گیلان غرب است . او در انواع شعر دستی هنرمندانه دارد . شعر زیر تجربه ی موفقی است از او در حوزه ی شعر کودکانه ی کردی .
مهلۊچگ
مهلۊچگ ! ئای مهلۊچگ
مهلۊچگهیل ِ بۊچگ
خوهشی بکهن زمسان چوو
رووژهیل ِ یهخ بهسان چوو
خوهزهو دی نهۊنم خوهزهو
نایدن و نهۊنم وه چهو
ئرمیسهێل(۱) ِ چه و ِدان
دهنۊکهیل ِ (۲) کهودان
جیکجیکدان وه نزهو
مردندان وه کزهو
خوهشی بکهن وههار تێ
دنیاێ نک و نهوار تێ
بچن خوهش وه هاڵدان
ئهڕا شهقهێ باڵدان
منیش ئه گه ر خهو بۊنم
خوهم وه دو باڵهو بۊنم
له دنیاێ خوهم لا گرم
له جهمدان جا گرم
توضیحات :
۱- اشک ها . ۲- منقار - نک
ماخد اصلی :http://www.balout.ir/literature_kord/000092.php
كليات و تعاريفي در باب زبان و گویش[1]
دکتر ایران کلباسی – دکترای زبان شناسی
1
برای اینکه تعریف دقیقی از زبان انسانی انجام بگیرد. من زبان را از سه نظر تعریف میکنم. زبان به معنی اعم آن، زبان از نظر زبانشناسی و زبان از نظر گویششناسی. زبان به معنی اعم آن هر نوع نشانه یا قراردادی است که پیامی را بین افراد یک جامعه منتقل میکند، مثلا بوق اتومبیل، آژیر آمبولانس، چراغ راهنمایی، زنگ اخبار، تابلوی ورود ممنوع، تابلوی توقف ممنوع و حرکات چشم و ابرو و سرو دست و غیره نوعی زبان است. زبان از نظر علم زبانشناسی شامل تعداد محدودی قاعده آوایی، معنایی و دستوری است که همراه تعداد محدودی واژه میتواند بینهایت جمله بسازد و این جملهها از طریق دستگاه گفتار آدمی تولید میشوند و واسطه ارتباط بین افراد میگردد، مثلا در زبان فارسی ما قواعدی داریم که جای فاعل، مفعول و فعل در جمله کجاست، صفت
" رێوار "
ههێ خاڵوو رێوار[1] ، گێشتێ رێواریم
گێشتێ وه یهێ داخ ئازیهت باریم
مانگ و ئاساره ، نیشتهجاو[2] رێوار
خڕ خوهیم[3] ئهڵ دهور یهێ خوهر[4] نازار
ئهگهر دهلیاسه [5] ، ئهگهر سارا[6] چیم
ئهر ژه م ِ پرسن ئهڕا یهێ جا چیم
گێشتێ ونجیمن[7] یهێ ئاو زڵاڵ
وه کۊزه و کونه ، وه جام و قهپاڵ[8]
رشن[9] ده نام ِ دهڵیاێ بێ بنێ
گڵاڵ ِ [10] پاک و لاو لێخنێ[11]
چ ِ کووشتهێ شمشاڵ ، چ ِ کووشتهێ شمشێر
ژه یهێ کیهنی خوهن ههم ئاهوو ههم شێر
کتاو خوهن دۊنی ، گیژه ده نوونێ [12]
شهراو خوهر نووڕی ، شێته ده شوونێ
ههر که ویر دڵ ، فام ِ سهر دێرێ
ماڵ هه یهکێگه ئهر دو دهر دێرێ
پا ده زهنجیریم ، سهر وه دارهوه
گێشتێ گیرووده ێ زڵف ِ یارهوه
گێشتێ رهوهنی ماڵ ِ دووسیمن
گێشتێ تهوافچی خاڵ ِ دووسیمن
پهڕ ِ یهێ دامان گرتیمه وه دهس
چ ِ شێخ و چ ِ شا ، چ ِ ویرا چ ِ مه س
شه و تا سوو بۊشیم هه ر سوو تا شهوار
دووس و دووس و دووس ، یار و یار و
نظری و گذری بر مثنوی " دلبر " اثر طبع حشمت منصوری
zahersaraei@gmail.com
گزیدهی اشعار شاعر ارزشمند ِکردی گوی ایلامی ، آقای حشمتالله منصوری به سعی و اهتمام آقای محمد جلیل بهادری و حمایت مالی آقای یونس نوروزی چند ماهی است که چاپ و منتشر شده است . این مجموعه تنها در بردارنده ی دو مثنوی از مثنویهای شاعر است و شاید نتوان به آن گزیده ی اشعار اطلاق کرد ؛ چرا که در گزیده ، گزیدهای از کل اشعار شاعر بر مبنای گزینش مولف تدوین می شود ، حال آن که این اثر مثنوی بلند بالای " دلبر " و مثنوی " والیه " است و دیگراشعار اجتماعی ، عاشقانه ، انتقادی و فکاهی شاعر به این کتاب راه نیافتهاند . محمد جلیل بهادری با انتشار این کتاب خدمت شایانی به جامعهی ِ کُرد زبان ایلام و کردی جنوبی نموده و باعث شده اشعار ارزشمند شاعر ِ مردم گریز و گوشه گیر را از محاق گمنامی بیرون آورده و در معرض دید و ذوق مردم ادب دوست قراردهد . یونس نوروزی ، نیز به پاس شعرخواهی و شعر دوستی و این که مادرزاد عاشق شعر است و گرچه شعری نگفته ، شاعرانه زیسته است ، با حقوق معلمی خود بار گران چاپ کتاب را به دوش کشیده است که این ایثار او در خور قدردانی است و درسی است برای کسانی که دستشان تنها به دهن خودشان می رسد و نمی خواهند در توزیع تولیدات محصولات فرهنگی محلی و بومی که متولی خاصی ندارد و بعضاً هم زبانان و همشهریان نیز به درستی از قدر و ارزش آن ها آگاه نیستند ، مسئولیتی قبول کنند .
دراین یادداشت می خواهم صرفاً نظری و گذری داشته باشم بر مثنوی عاشقانه ی " دلبر " اثرطبع آقای حشمت الله منصوری .
"
"تروسکهی زانیاری"
له سه ر مێژوو ، زوان و ئهدهبی کوردی ئیلام
(وتووێژ له تهک زاهر سارایی)
کامران رﮦحیمی
پێشهکی:
تا ئێستا له بارﮦی ئیلام و کوردی فهیلیدا، ههرکهسێک به گومان و روانگهی خۆی باس کردووه ، بهڵام به داخهوه هێشتا به شێوﮦی راستکانی وزانستی ، توێژینهوه و پهیجۆری له بارﮦی ئهم هۆزه نه کراوه. بهم هۆیهوه وتووێژێک له تهک یهکێک له نووسهران وشاعیرانی ناوچهی ئیلام ئاماده کراوه ، تا راستیهکان له سهر زاراوه و داب و نهریت و مێژووی کوردی فهیلی روون ببێته وه .
«زاهر سارایی » له ساڵ 1343 ههتاوی له شاری ئیلام له دایک بووه و دیپلۆمیش ههر له وێ وﮦرگرتووﮦ، جا لیسانس و فهوقی لیسانسی ئهدهبیاتی فارسی له زانستگاکانی عهللامه تهباتهبایی تاران وچهمرانی ئههواز تهواو کردووه ؛ ئیستهش دوای 25 ساڵ دهرس وتن له دواناوهندی و زانستگاکانی ئیلام خانهنشین بووه. سارایی دﮦسهڵاتی له هۆنینهوﮦی هۆنراوه به دوو زوانی کوردی و فارسی ههیه . ههر ئهوﮦنده که له گهل شیعر وئهدهبی فارسی ئاگاداریی ههیه؛ پتر لهوه له سهر زوانی دایکی خۆی سهرنجی داوه و کۆڵێوﮦ. له بارﮦی شیعریشهوه تهنیا ئهم رسته بهسه که وﮦک کانی بههاران جۆش دهخوات و تینویهتی گوڵ و بوڵبۆڵێ باخچهی ئهدﮦبی کوردﮦواری دﮦشکێنێت .
له بارﮦی مێژووی پارێزگای ئیلام له کتێبێکم به ناوی " شاعیری دوندهکانی تهم گرتوو – (شاعر قله های مه آلود)ساقکردنهوه ،وهرگێڕان و راڤهی شیعرهکانی غولامرهزا خانی ئهرکهوازی ، چاپی یهکهم ،گویه ، تاران) به تێرو تهسهل باسم کردووه . لێرﮦدا به کورتی بۆتان دووپاتی دﮦکهمهوه .
ئیلام به شێ له ناوچهی زاگرووسه که له مێژﮦ ناوﮦندی ژیان و جێگهی شارستانیهتی هۆزﮦکانی جۆراجۆر بووه ، وﮦکو : کاسیه کان و گوتیه کان و ... سهردﮦمێک بهشێک له «عیلام»ی مێژین بووه ؛ به تایبه ت زﮦمانێ که عیلامیهکان دﮦستهڵاتدار بوون . ههروﮦها ئاسهواری کاریگهری حکومهته کانی تر، وﮦکو : " ئاشووری " لهوێ دهبینرێ ، که بۆ نموونه دﮦتوانین به بهرده نووسهکانی پاشای ئاشوور له ناوچهی " گوڵ گوڵ "ی ئهرکوازی مهڵکشاهی ئاماژه پێ بکهین ، که لهوێ باسی داگیرکراوﮦکان و چۆنیهتی شانازیهکانی خۆی کردووه .
دوای رووخاندنی عیلامی باستان ، به دﮦستی ئاشووریهکان و دﮦسهڵات گرتنی هۆزﮦکانی ئاریایی ، وﮦکو ماد و ههخامهنشی، پارێزگای ئیلام بهشێک لهو حکومهتانه بووه ؛ به تایبهت له دﮦورﮦی ساسانیان زۆر گرنگ بووه ؛ چون پارێزگای ئیلام زۆر نزیکی پایتهختی ساسانی و رێگای هات و چۆی شارﮦکانی گرنگی ئهو سهردﮦمه بووه .
ههروﮦها دۆڵ و دﮦشتی پڕبار ، رووباری پڕئاو ، کهش و ههوای خۆشی ههبووه . له ئیلامدا دو پارێزگا ، به ناوهکانی " ماسهبهزان " و " مهرﮦجان قهزﮦق " ههبووه ، که مهرکهزی ماسهبهزان ، شاری "سیروان " له گوندی " سه راب کهڵان " له شارستانی شێروان - چهرداوڵ و شاری " ئهریوجان " له ناوچهی زﮦڕنهی ئهیوان دامهزرا بووه . ناوﮦندی مهرﮦجانقهزﮦق ، " سهیمهره " له نزیکی دﮦڕه شههر بووه ، پاشان
گوڵ سووسهن چڕی ئهو سهردیاران
وﻩ ت ِ مزگانی : هاتهو وهاران
نهورووز ، رووژ ِ ئهڵاتن رووژنای و ئاوا بۊێن ِ تیهریکی و وشکیان گوڵ و رﻩستاخیز پهروانه و جمشت ِ جوانی و خۊن دهوان عشق و ئاشتی و هاتن ِ سهر ِ سال ِ نوو ، بمارگ بوو
نهورووزتان پیرووز
اشاره
این شعر را چند سال پیش گفته ام و هنوز جایی منتشر نکرده ام . گاه از واژه ای استفاده کرده ام که مربوط به گویش طایفه ای و محلی من نیست اما در گستره ی کردی جنوبی می گنجد و معتقدم همه ی کردهای جنوبی باید از واژگان مناطق همجوار خود استفاده کنند تا زمینه ی به وجود آمدن زبان معیار شعری و ارتباطی کردی جنوبی فراهم شود . گاهی هم از واژه ای استفاده کرده ام که به قیاس قواعد زبان کردی می توانند ساخته شوند و ساخته ام . این کار در صورتی که بر اساس موازین درست زبان شناسی صورت بگیرد ، گستره ی زبان کردی جنوبی را وسیع تر می کند و این وظیفه بر عهده ی شاعران و خالقان ادبی است که به قول آن عزیز : " وارثان آب و خرد و روشنی اند "
خاو
دۊﮦشه و هاتي وﮦ خاوم
پا نای دﮦ نام ِ چاوم
ئاگر دای دﮦ دﮦرۊنم
دۊدی هێز گرت دﮦ خۊنم
په ڕ کێشت
نم نم ِ تازه ێ وارانه
شادی باخ و بووسانه
ماڵت کیشا وه ێ بانه
وێنه ێ په روانه
نم نم ِ تازه ێ ئه ور نوو
نوقره ده وێ ِ ده نام ِ جوو
خه ێمه به سا گوڵ ده ئاسوو
فڕ گرت په ره ستوو
بان بده ویمن گوڵ باریم
دڵ ده په ژاره ده ر باریم
سووسه ن و نه رگس بشماریم
تا ده چه مه نه یم
ده ێ په ڕ ِ کێشته لابگریم
نه رگس ده سارا بگریم
چووپی وه رد ِ وا بگریم
قه وڵ ِ سه با بگریم
ظاهر سارایی
روز اول که شنیدم سیمای مرکز ایلام می خواهد برنامه ی اخبار کردی راه بیندازد من و دوستان دیگراز شادی در پوست خود نمی گنجیدیم و یادم هست با نوشتن مطلبی در یکی از هفته نامه های ایلام به گمانم " مهران " به استقبال این واقعه ی مهم رفتم و با شور و اشتیاق بسیار آن را ستودم ؛ چرا که آقای جعفری، مدیر وقت صدا و سیمای مرکز ایلام ، را که بانی این کار بود ، فرد دانا و صادقی می دانستم. او این کار خوب را بنیان گذاشت و ما هم تقریبا از همان اوایل پیشنهاد کردیم حالا که قرار است برنامه ی اخبارکردی پخش کنید مقداری اساس کار را محکم بریزید ؛ از مجریان مسلط استفاده کنید ؛ گروه نویسندگان قوی داشته باشید ؛ از نظر اهل فن و آگاهان سود بجویید و ویراستان چیره به کار بگمارید تا بر روند واژه سازی و واژه گزینی و ترکیب و تالیف کلام نظارت داشته باشند . اوایل قرار بود من و بعضی از دوستان دیگر به عنوان مشاوربا برنامه همکاری کنیم . کم کم متوجه شدیم که برنامه بدون بهره گیری از مشاوره ی ما به راه افتاد . کسانی که متولی این کار بودند نیروهایی دلسوز و کوشا اما سخت پیاده در این فن بودند ؛ به گونه ای که تقریبا هیچ کدام حتی از دور دستی بر آتش زبان و ادبیات چه کردی و چه غیر کردی نداشتند ، بیشتراز عوامل و کارمندان صدا و سیما بودند . از همان ابتدا شیوه ی واژه سازی و تلفظ واژگان و نحو کلام مورد اعتراض عموم قرار گرفت که البته خیلی از این اعتراضات ازروی محافظه کاری و تغییر ناخواهی بود .دست اندرکاران که مرعوب این اعتراضات شده بودند اولین کاری که کردند رجوع به کلمات و ترکیبات آشنا و دم دست بود که این کار باعث شد دیگر کسی کاری به کارشان نداشته باشد. اما من و بعضی از دوستداران زبان و ادب کردی ضمن ارائه ی راهکار و نقد مشفقانه هم چنان از آن حمایت می کردیم چرا که امیدوار بودیم بالاخره روزی سخته وپخته خواهد شد و اشتباهاتش را جبران می کند . مهم ترین نمونه ی این نقد و تذکر را در مصاحبه ای که با هفته نامه ی مهران داشتم و در همین وبلاگ و وبلاگ های دیگر از جمله ایلام امروز قابل دست رسی است ، ارائه کردم . در آن جا ضمن برشمردن ضعف هایی چون استفاده نکردن از رسم الخط کردی ، خودسری مجریان در تلفظ واژگان ، عدم گروه ویراستاری و نظارتی و غیره گفته بودم که :
۱۳۲۲- ایلام
سازنه۱ ! بژه ن۲ ، دوهوڵ کوت۳ ! ده نوو
بکوت ، تا ئه ڵاێ ۴ خوه ر ِ رووژ ِ نوو
مه شکه ێ شه و داچگ ۵ ، دوو ِ رووژ رشان ۶
شه فه ق گوڵاو ِ گوڵباخی پشان۷
وڵات دانه و ده یشت چۊ به نی۸ ده به ن
دوهوڵ کوت ! بکوت ، سازنه ! بژه ن
ده ێ سه وزڵانی توڕ پا نیشان ۹
په ڕ و باڵی به یم وه چووپی کیشان
بژه ن ره گه ێ ده ت ها ده خۊنمان
بێ تو وێرانه ماڵ و مینمان
بکوت ، عاشق و شیت و سه رمه سیم
ده لا فه رهاداو وه یه کاو ره سیم ۱۰
بکوت ، ده ڕمه ت۱۱ بێستۊن له رزێ
ده نگ شرینت ، شرینێ ۱۲ هه رزێ
ده نگه یل ِ عاڵه م ده یه ێ ریشگه
ده نگ ِ عشق ، قسیه ێ تاش۱۳ و تیشگه
دڵم په ڕ داگه ، ها کوو ماڵ دووس ؟
هه رکه س دووس بۊنێ نیه گونجێ ده پووس
سازنه ! بژه ن ، دوهوڵ کوت ! ده نوو
بکوت ، تا ئه ڵاێ خوه ر ِ رووژ ِ نوو
ظاهر سارایی
اشاره :
سایت الکترونیکی بلوط http://balout.ir/ چند وقت پیش از من خواست تا در اقتراح و طرح موضوع آن پایگاه با عنوان " شعر کردی رکود یا حرکت " شرکت کنم و مطلبی برایشان بنویسم . مطلب زیر پاسخی است به آن درخواست . من در این بحث علاوه بر پرداختن به موضوع اصلی بحث در باره ی زمینه های دیگر نیز سخن گفته ام که امیدوارم خوانندگان نظر خودشان را در باب این سخنان منعکس بفرمایند .
قبل از هر بحثی لازم است مقدمه ای در باب زبان کردی و تلقی از آن بیاید . تقریبا همه با این نکته موافق اند که زبان کردی گستره ی وسیعی را تشکیل می دهد که به جای یک زبان واحد ، مجموعه ای از زبان های کردی وجود دارد که معروف ترین شاخه های آن را کرمانجی و سورانی و اورامی – گورانی ، و کردی جنوبی تشکیل می دهند . طبعاً منظور ما از کردی در این جا ، فقط کردی جنوبی است نه کردی های دیگر که هر کدام متولیان و حکایت خاص خود را دارند . در گام بعدی باید روی این نکته توافق کنیم که شاخه های کردی جنوبی کدام اند ؟ باز هم تقریباً همه موافق اند که منظوراز کردی جنوبی ، کردی کلهری- کرمانشاهی ، فیلی – ایلامی ، و لکی است . و البته عده ای معتقد اند که لکی از بُعد واژگانی به کردی جنوبی ، و از حیث قواعد نحوی به کردی سورانی و اورامی نزدیک است. با این وصف اشتراک بیشترین آن با کردی جنوبی است و فعلا در این شاخه دسته بندی می شود .
وه فر هاتگه ، سه رده هه وا ، خه ێر ِ ده ما ده م ها ده مێ
هه م شوور ده ریا ها سه رێ ، هه م ئاو ِ زه مزه م ها ده مێ
زار و زه مین ته ڕکردگه ، بار ِ شه که ر هاوردگه
ژان و په ژاره[1] بردگه ، عیساس مه ڵهه م هاده مێ[2]
وه ر ژه قدووم ِ پاک ِ تو ، دنیا ده تووز و ته م پرۊ
ئیمه ده شادی هاتنت ، که و وه ڵنگ مه ریه م [3] ها ده مێ
تا گه رمه به زم ِ ئاسمان ، میل ِ یه خێ رووشن بکه ن
ناودانتا ده میل ِ یه خ [4] شاده ، چمان شه م [5] ها ده مێ
ئه ور سفیدێ هاتگه ، لچ ناگه سه بان ِ زه مین [6]
سان ِ سیه [7] ده هه یبه تێ " هه ی روو نه خوه یته م [8] " ها ده مێ
مصطفی بیگی در سال1350درشهر مهران چشم به جهان گشود و تحصيلات ابتدايي را در زادگاهش گذراند . پس از آن ، به جهت وقوع جنگ تحميلی واشغال مهران به دست دشمن ، راهی ايلام شد . وی درسال1376 موفق به اخذ مدرک فوق ليسانس از دانشگاه علم وصنعت تهران گرديد ، و در همان دوران با پیوستن به گردانندگان مجله ي کردي ئاوینه ، در معرفي کردي جنوبي ،گام هاي موثر برداشت
ماشاءالله رشنوادی ، پیش کسوت مطبوعات استان ، امروز شنبه 14/10/1387 در پی بیماری جانکاه قلبی دارفانی را وداع گفت و برای همیشه از میان ما پر کشید .
ماشاءالله رشنوادی از اولین خبرنگاران ، گویندگان رادیو و قدیمی ترین سردبیران رسانه های ایلام بود که به رغم پیری و بیماری همچنان زنده دل و بذله گو و پرانگیزه و بانشاط در امر خبررسانی و فعالیت های مطبوعاتی شرکت می جست . او سردبیر هفته نامه ی پیک ایلام بود و بیش از پانزده سال آن را بی وقفه منتشر کرد . پیک ایلام را می توان اولین نشریه ی ایلام دانست که به شکل جدی به کارپرداخت و سرآغاز و راهگشایی برای دیگر مطبوعات استان بود .
من سال ها صفحه ی شعر پیک ایلام را اداره کردم وبعد از آن این صفحه را دوستانم اداره کردند که بیشترین سهم را در این میانه محمد رضا رستم پور داراست که تا اکنون همچنان عهده دار آن است . من مرحوم رشنوادی را در خلال این سال ها به دقت و درستی می شناختم . می دانستم که او آدمی متفاوت است ؛ عاشق کار مطبوعاتی است و عشقی عجیب به ایلام و توسعه ی آن دارد . شادمان و نکته پرداز و شوخ بود و گاه نیز تند و عصبی ؛ و هردوی این حالات رنگی از جذابیت و قشنگی داشت که دلیلش صداقت نهفته در گفتار و کردار او بود . او بی کینه و بی غل و غش بود و نستوه و خستگی ناپذیر .
در همین پیک ایلام بود که کامران محمد رحیمی بیش از پنجاه شماره صحفه ای را تحت عنوان " زوان ئیمه " منتشر کرد که اولین کار و مطلب کردی در عرصه ی رسانه های محلی بود و آغازگاهی بود برای کارهای دیگردرمطبوعات ورسانه های دیگر .
او امروز بردوش دوستدارانش که عمدتا اصحاب رسانه های ایلام بودند ، تشییع و در آرامستان بهشت رضای ایلام به خاک سپرده شد . در حالی که این سطور غمناک را می نویسم دلم برایش می گیرد و فاتحه ای نثار روح پاکش می کنم و از خداوند رحیم می خواهم او را در پناه خودش بگیرد و ابررحمت و غفران برمزارش بباراند .
ظاهر سارایی
در آستانه ی یکمین سالگرد درگذشت شاعر کردی گوی ایلامی ، مرحوم ولی محمد امیدی هستیم . او اینک دردامنه ی " شه له م " در آرامستان بهشت رضای ایلام در خاک غنوده و از شروشور دنیا رسته و خستگی ها و رنج هایش را به خاک بخشیده است . او در خاکی غنوده که عاشقانه بدان دلبسته بود ، چنان که گفته است :
ئه ر خوسره و بووم ده س وه جامه وه
ئه روام گل مه خوه ی وه ئیلامه وه
ولی محمد نه تنها عاشق ایلام که عاشق هرجایی بود که کُرد در آن نفس می کشید به گونه ای که آرزو داشت غبارش بر مناطق کردنشین افشانده شود :
گه رتم به ن وه ده س بای شماله وه
تا بیگه ی وه زید کورده ماله وه
اشاره : شعر اکنون ایلام لزوماً شعری نیست که در قالب های نو و آزاد سروده شده باشد همان گونه که لزوماً شعرهای موزون و کلاسیک هم نیست . شعر اکنون ایلام ، شعری است که دقیقه های زنده و جاری ایلام و سرزمنیش در آن بتپد . ایلام ِشعری ِ ما ، به گستره ی جغرافیای تنگ میدان آن محدود نمی شود؛ هرجا که زبان کردی جنوبی در آن جاری باشد ، ایلام است ، خواه کرمانشاه ، خواه لکستان ، خواه مندلی ، خواه خانقین و خواه گوران و گروس .
شعر ایلام ضمن پاس داشت شعر کهن و قوالب و درون مایه های آن ازبن دندان و صمیم دل ، و تکیه بر آن به عنوان پشتوانه ای استوار، در پی سرایش زندگی به لهجه ی اکنون و امروز نیز هست . نمونه های زیر تلاش های ارزنده ای است از شاعرانی ارجمند در این راستا . تقدیمتان باد .
مصطفی بیگی
1350- مهران
1
نه چیرێ 1ده کوڵ
نه چیره وانێ2 ده مِکوڵ3
مه رگ ده کوڵه 4
اشاره : حبیب الله بخشوده متولد 1348 در شهر ایلام است . کارشناس ارشد زبان وادبیات فارسی است و در دبیرستان ها و مراکز آموزش عالی ایلام به تدریس مشغول . شاید بیشتر علاقه مندان به شعر ، بخشوده را با شعرهای بسیار خوب فارسی اش بشناسند کما این که او در سطح کشور به این عنوان شاعر شناخته شده ای است ، اما خوش بختانه او علاقه ی وافری به شعر کردی جنوبی ، و مهارت فراوانی در سرایش آن دارد . شعر بخشوده بسیار نزدیک به زبان معیار کردی جنوبی شاخه ی فیلی ایلامی است و زبان و اندیشه اش متعادل ، روشن ، ورزیده ، خلاق و هنری می باشد . در غزل ها و دوبیتی های او ، بافت فنی ، رعایت ظرایف و تناسب ها ی لازم مشهود است و در اشعار سپیدش ذهن موجزگوی و اندیشه ی خلاقش خودنمایی می کند . او از شاعران بزرگ کردی گوی استان ایلام و کردی جنوبی است . برایش آرزوی توفیق روزافزون داریم .
غزل
1
نه مه ێل غه زه ڵ دێرم نه به ێت خوه نم ئمشا و
خوڵ[1] ها ده سه رم چۊ مژ[2] ، خۊن ها ده ده مم چۊ کا و[3]
واقم په ڕیه و[4] ، عه قڵم گوم کردمه چه ن ساڵه
ده ێ حاڵه ک م ِ دێرم ، یا ره ب وه به ش ِ که س نا و
دار ِ سه ر ِ ئاسوو[5] بۊم ، یار ِ گه ل ِ ئاهوو بۊم
ئاسوو بۊه سم کوو ئه سب ، م ریشه که ن ِ لافاو
عبادالله مرادی – کارشناس ارشد روان شناسی
به قرن بیستم عنوان "قرن اضطراب " داده شده بود . وجود جنگ های منطقه ای و دو جنگ بین الملل نشان دهنده ی آن است که چنین عنوانی بیراه نبوده است. در طلیعه ی قرن 21 دانشمندان علوم رفتاری عنوان " قرن اختلال شخصیت " برای این سده برگزیدند. اختلال شخصیت گونه هایی از رفتار مرضی و نابه هنجار است که مشخصه ی بنیادین آن « اختلال در فرایند اندیشه و رفتار و ذات است . این اختلال ها معمولا در اواخر کودکی و سال های آغازین نوجوانی سربرآورده و در بزرگ سالی کاملا استقرار می یابد . یکی از این اختلال ها ، اختلال شخصیت ضد اجتماعی است که با رفتارهای زیر پانهادن معیارهای قانون و عرف جامعه مشخص است . گفته شده است در این بیماران وجدان اخلاقی بیار ضعیف است یا اصولا شکل نگرفته است و ازاین رو برای نیل به هدف های خود هر وسیله ای را مجاز می شمارد . این بیماران از هوش متوسط یا متوسط به بالا برخوردارند و در پس این هوش، ناسازگاری جدی و مخرب درروابط بین فردی به صورت تکرار شونده دیده می شود . " هردی کلکلی H.CELKLEY "در مورد این بیماران اصطلاح MASK OF SANITY " نقاب سلامت عقل " را به کار برده است . در برخوردهای اولیه ی چنین بیمارانی جذاب و گیرا به نظر می رسند و بعدها کم کم ماهیت واقعی خود را در ارتباط های بین فردی نشان می دهند .
به نظر می رسد مصراع دوم بیت اول شعر " دنیا ته مه و دنیا تووز " سروده ی آقای ظاهر سارایی یعنی : "که سی که سی نیه ناسی گیشتی ده م ئه لپیچانه " به این ویژگی اشاره دارد . از سوی دیگر بعضی از مصراع های ابیات دیگر این سروده نیز بر پاره ای از ویژگی های این اختلال اشاره دارد ، از جمله : " هووش و گووش و پوسمان پر ده شه ر و شه یتانه "
بسیاری از رویکردهای روان درمانی ، افزایش هشیاری آدمی نسبت به نیروهای برانگیزنده ی رفتارش را معیار مهمی برای سلامت قلمداد می نمایند . هراندازه نسبت به عوامل درون روانی حاکم بر رفتارش آگاه تر باشد ، خوشبخت نیز هست . این برداشت درمتون دینی نیز مورد تاکید فراوان است ، تا آن جا که درحدیث نبوی آمده است : " من عرف نفسه ، عرفه ربه " شناخت خداوند متعال تابع شناخت آدمی از خودش است و کسی که از خودش شناخت نابسنده داتشه باشد نمی تواند ادعای خدا شناسی کند .
نکته ی دیگری که اشاره به آن لازم است شکایت وفریاد از دروغ است که بر جهان احاطه پیدا کرده است . نظریه پردازان درمان اگزیستانسیالیستی (وجود نگر ) نظیر رولومی بنیادی ترین آسیب روانی را " دروغ " می دانند که در هیئت رفتارهای گوناگون می تواند بررفتار آدمی سایه افکند و او را از سلامت دور سازد . چنین برداشتی یا دست کم نزدیک به این برداشتی در آیین اسلام نیز وجود دارد و شعر " دنیا ته مه و دنیا تووز " به صراحت به این دروغ تاخته است ، آن جا که آمده است : دنیا خراو دنیا گه ن دنیا دروو ده سانه .
پیداست شعر مورد بحث ما جنبه های اجتماعی و فلسفی و زییا شناختی دیگری دارد که من تنها از دیدگاه روان شناسی گذری و نظری کوتاه بربعضی از ابیات آن داشته ام .
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|