تبليغاتX
ئیلام ئاسوو / ilamasu / ایلام آسو
 
 

ظاهر سارایی

روز اول که شنیدم سیمای مرکز ایلام می خواهد  برنامه ی اخبار کردی راه بیندازد من و دوستان دیگراز شادی در پوست خود نمی گنجیدیم و یادم هست با نوشتن مطلبی در یکی از هفته نامه های ایلام به گمانم " مهران " به  استقبال این واقعه ی مهم رفتم و با شور و اشتیاق بسیار آن را ستودم ؛ چرا که آقای جعفری، مدیر وقت صدا و سیمای مرکز ایلام ، را  که بانی این کار بود ، فرد دانا و صادقی می دانستم. او این کار خوب را بنیان گذاشت و ما هم تقریبا از همان اوایل پیشنهاد کردیم حالا که قرار است برنامه ی اخبارکردی پخش کنید مقداری اساس کار را محکم بریزید ؛ از مجریان مسلط استفاده کنید ؛ گروه نویسندگان قوی داشته باشید ؛ از نظر اهل فن و آگاهان سود بجویید و ویراستان چیره به کار بگمارید  تا بر روند واژه سازی و واژه گزینی و ترکیب و تالیف کلام نظارت داشته باشند . اوایل قرار بود من و بعضی از دوستان دیگر به عنوان مشاوربا برنامه همکاری کنیم . کم کم متوجه شدیم که برنامه بدون بهره گیری از مشاوره ی ما به راه افتاد . کسانی که متولی این کار بودند نیروهایی دلسوز و کوشا اما سخت پیاده در این فن بودند  ؛ به گونه ای که تقریبا هیچ کدام حتی از دور دستی بر آتش زبان و ادبیات چه کردی و چه غیر کردی نداشتند ، بیشتراز عوامل و کارمندان صدا و سیما بودند . از همان ابتدا شیوه ی واژه سازی و تلفظ واژگان و نحو کلام مورد اعتراض عموم قرار گرفت که البته خیلی از این اعتراضات ازروی محافظه کاری و تغییر ناخواهی بود .دست اندرکاران که مرعوب این اعتراضات شده بودند  اولین کاری که کردند رجوع به کلمات و ترکیبات آشنا و دم دست بود که این کار باعث شد دیگر کسی کاری به کارشان نداشته باشد. اما من و بعضی از دوستداران زبان و ادب کردی  ضمن ارائه ی راهکار و نقد مشفقانه  هم چنان از آن حمایت می کردیم چرا که امیدوار بودیم بالاخره روزی سخته وپخته خواهد شد و اشتباهاتش را جبران می کند . مهم ترین نمونه ی این نقد و تذکر را در مصاحبه ای که با هفته نامه ی مهران داشتم و در همین وبلاگ و وبلاگ های دیگر از جمله ایلام امروز قابل دست رسی است ، ارائه کردم . در آن جا ضمن برشمردن ضعف هایی چون استفاده نکردن از رسم الخط کردی ، خودسری مجریان در تلفظ واژگان ، عدم گروه ویراستاری و نظارتی و غیره  گفته بودم که :


ادامه مطلب
  نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387ساعت 17:21  توسط ظاهر سارایی  | 
   شعری از خسرو خسروی پور

۱۳۲۲- ایلام

 سازنه۱ !  بژه ن۲ ، دوهوڵ کوت۳  !  ده نوو

بکوت  ،  تا ئه ڵاێ ۴   خوه ر ِ رووژ ِ  نوو

 مه شکه ێ  شه و  داچگ  ۵ ، دوو ِ  رووژ  رشان ۶

شه فه ق  گوڵاو ِ  گوڵباخی   پشان۷

 وڵات  دانه و   ده یشت  چۊ  به نی۸  ده  به ن

دوهوڵ کوت !  بکوت ، سازنه !  بژه ن

 ده ێ  سه وزڵانی   توڕ پا    نیشان ۹

په ڕ  و  باڵی   به یم   وه   چووپی  کیشان

 بژه ن   ره گه ێ  ده ت  ها  ده  خۊنمان

بێ  تو  وێرانه  ماڵ  و مینمان

 بکوت  ، عاشق و شیت  و سه رمه سیم

ده  لا  فه رهاداو  وه  یه کاو ره سیم ۱۰

 بکوت ،  ده  ڕمه ت۱۱  بێستۊن  له رزێ

ده نگ شرینت ،   شرینێ ۱۲  هه رزێ

 ده نگه یل ِ  عاڵه م   ده   یه ێ  ریشگه

ده نگ  ِ  عشق  ،  قسیه ێ   تاش۱۳ و تیشگه

 دڵم   په ڕ داگه  ، ها کوو  ماڵ  دووس ؟

هه رکه س   دووس  بۊنێ  نیه گونجێ  ده  پووس

 سازنه !  بژه ن ،  دوهوڵ کوت !  ده نوو

بکوت ،  تا ئه ڵاێ  خوه ر ِ   رووژ  ِ  نوو



   سرنا زن ، ساززن . - [1]

.  - بزن ، بنواز [2]

- دهل زن . نوازنده ی دهل .[3]

- طلوع کند . [4]

- مشک شب فرو ریخت .[5]

- دوغ روز ریخت . تشبیه بلیغ اضافی . [6]

- افشاند . [7]

- زندانی . [8]

- تور پا یعنی نشان پا .  سبزه زاری که جا و رد پای افراد روی آن مشخص است . [9]

- از طرف فرهاد با هم خویشاوندیم . به واسطه ی هم دردی با هم خویشاوند هستیم . [10]

- نام آوایی برای آوای دهل . [11]

 یک شیرین . معشوق فرهاد . - [12]

- تاش : صخره و سنگ . [13]

  نوشته شده در  جمعه هجدهم بهمن 1387ساعت 11:53  توسط ظاهر سارایی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM