ظاهر سارایی
اشاره :
سایت الکترونیکی بلوط http://balout.ir/ چند وقت پیش از من خواست تا در اقتراح و طرح موضوع آن پایگاه با عنوان " شعر کردی رکود یا حرکت " شرکت کنم و مطلبی برایشان بنویسم . مطلب زیر پاسخی است به آن درخواست . من در این بحث علاوه بر پرداختن به موضوع اصلی بحث در باره ی زمینه های دیگر نیز سخن گفته ام که امیدوارم خوانندگان نظر خودشان را در باب این سخنان منعکس بفرمایند .
قبل از هر بحثی لازم است مقدمه ای در باب زبان کردی و تلقی از آن بیاید . تقریبا همه با این نکته موافق اند که زبان کردی گستره ی وسیعی را تشکیل می دهد که به جای یک زبان واحد ، مجموعه ای از زبان های کردی وجود دارد که معروف ترین شاخه های آن را کرمانجی و سورانی و اورامی – گورانی ، و کردی جنوبی تشکیل می دهند . طبعاً منظور ما از کردی در این جا ، فقط کردی جنوبی است نه کردی های دیگر که هر کدام متولیان و حکایت خاص خود را دارند . در گام بعدی باید روی این نکته توافق کنیم که شاخه های کردی جنوبی کدام اند ؟ باز هم تقریباً همه موافق اند که منظوراز کردی جنوبی ، کردی کلهری- کرمانشاهی ، فیلی – ایلامی ، و لکی است . و البته عده ای معتقد اند که لکی از بُعد واژگانی به کردی جنوبی ، و از حیث قواعد نحوی به کردی سورانی و اورامی نزدیک است. با این وصف اشتراک بیشترین آن با کردی جنوبی است و فعلا در این شاخه دسته بندی می شود .
وه فر هاتگه ، سه رده هه وا ، خه ێر ِ ده ما ده م ها ده مێ
هه م شوور ده ریا ها سه رێ ، هه م ئاو ِ زه مزه م ها ده مێ
زار و زه مین ته ڕکردگه ، بار ِ شه که ر هاوردگه
ژان و په ژاره[1] بردگه ، عیساس مه ڵهه م هاده مێ[2]
وه ر ژه قدووم ِ پاک ِ تو ، دنیا ده تووز و ته م پرۊ
ئیمه ده شادی هاتنت ، که و وه ڵنگ مه ریه م [3] ها ده مێ
تا گه رمه به زم ِ ئاسمان ، میل ِ یه خێ رووشن بکه ن
ناودانتا ده میل ِ یه خ [4] شاده ، چمان شه م [5] ها ده مێ
ئه ور سفیدێ هاتگه ، لچ ناگه سه بان ِ زه مین [6]
سان ِ سیه [7] ده هه یبه تێ " هه ی روو نه خوه یته م [8] " ها ده مێ
مصطفی بیگی در سال1350درشهر مهران چشم به جهان گشود و تحصيلات ابتدايي را در زادگاهش گذراند . پس از آن ، به جهت وقوع جنگ تحميلی واشغال مهران به دست دشمن ، راهی ايلام شد . وی درسال1376 موفق به اخذ مدرک فوق ليسانس از دانشگاه علم وصنعت تهران گرديد ، و در همان دوران با پیوستن به گردانندگان مجله ي کردي ئاوینه ، در معرفي کردي جنوبي ،گام هاي موثر برداشت
ماشاءالله رشنوادی ، پیش کسوت مطبوعات استان ، امروز شنبه 14/10/1387 در پی بیماری جانکاه قلبی دارفانی را وداع گفت و برای همیشه از میان ما پر کشید .
ماشاءالله رشنوادی از اولین خبرنگاران ، گویندگان رادیو و قدیمی ترین سردبیران رسانه های ایلام بود که به رغم پیری و بیماری همچنان زنده دل و بذله گو و پرانگیزه و بانشاط در امر خبررسانی و فعالیت های مطبوعاتی شرکت می جست . او سردبیر هفته نامه ی پیک ایلام بود و بیش از پانزده سال آن را بی وقفه منتشر کرد . پیک ایلام را می توان اولین نشریه ی ایلام دانست که به شکل جدی به کارپرداخت و سرآغاز و راهگشایی برای دیگر مطبوعات استان بود .
من سال ها صفحه ی شعر پیک ایلام را اداره کردم وبعد از آن این صفحه را دوستانم اداره کردند که بیشترین سهم را در این میانه محمد رضا رستم پور داراست که تا اکنون همچنان عهده دار آن است . من مرحوم رشنوادی را در خلال این سال ها به دقت و درستی می شناختم . می دانستم که او آدمی متفاوت است ؛ عاشق کار مطبوعاتی است و عشقی عجیب به ایلام و توسعه ی آن دارد . شادمان و نکته پرداز و شوخ بود و گاه نیز تند و عصبی ؛ و هردوی این حالات رنگی از جذابیت و قشنگی داشت که دلیلش صداقت نهفته در گفتار و کردار او بود . او بی کینه و بی غل و غش بود و نستوه و خستگی ناپذیر .
در همین پیک ایلام بود که کامران محمد رحیمی بیش از پنجاه شماره صحفه ای را تحت عنوان " زوان ئیمه " منتشر کرد که اولین کار و مطلب کردی در عرصه ی رسانه های محلی بود و آغازگاهی بود برای کارهای دیگردرمطبوعات ورسانه های دیگر .
او امروز بردوش دوستدارانش که عمدتا اصحاب رسانه های ایلام بودند ، تشییع و در آرامستان بهشت رضای ایلام به خاک سپرده شد . در حالی که این سطور غمناک را می نویسم دلم برایش می گیرد و فاتحه ای نثار روح پاکش می کنم و از خداوند رحیم می خواهم او را در پناه خودش بگیرد و ابررحمت و غفران برمزارش بباراند .
ظاهر سارایی
در آستانه ی یکمین سالگرد درگذشت شاعر کردی گوی ایلامی ، مرحوم ولی محمد امیدی هستیم . او اینک دردامنه ی " شه له م " در آرامستان بهشت رضای ایلام در خاک غنوده و از شروشور دنیا رسته و خستگی ها و رنج هایش را به خاک بخشیده است . او در خاکی غنوده که عاشقانه بدان دلبسته بود ، چنان که گفته است :
ئه ر خوسره و بووم ده س وه جامه وه
ئه روام گل مه خوه ی وه ئیلامه وه
ولی محمد نه تنها عاشق ایلام که عاشق هرجایی بود که کُرد در آن نفس می کشید به گونه ای که آرزو داشت غبارش بر مناطق کردنشین افشانده شود :
گه رتم به ن وه ده س بای شماله وه
تا بیگه ی وه زید کورده ماله وه
اشاره : شعر اکنون ایلام لزوماً شعری نیست که در قالب های نو و آزاد سروده شده باشد همان گونه که لزوماً شعرهای موزون و کلاسیک هم نیست . شعر اکنون ایلام ، شعری است که دقیقه های زنده و جاری ایلام و سرزمنیش در آن بتپد . ایلام ِشعری ِ ما ، به گستره ی جغرافیای تنگ میدان آن محدود نمی شود؛ هرجا که زبان کردی جنوبی در آن جاری باشد ، ایلام است ، خواه کرمانشاه ، خواه لکستان ، خواه مندلی ، خواه خانقین و خواه گوران و گروس .
شعر ایلام ضمن پاس داشت شعر کهن و قوالب و درون مایه های آن ازبن دندان و صمیم دل ، و تکیه بر آن به عنوان پشتوانه ای استوار، در پی سرایش زندگی به لهجه ی اکنون و امروز نیز هست . نمونه های زیر تلاش های ارزنده ای است از شاعرانی ارجمند در این راستا . تقدیمتان باد .
مصطفی بیگی
1350- مهران
1
نه چیرێ 1ده کوڵ
نه چیره وانێ2 ده مِکوڵ3
مه رگ ده کوڵه 4
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|